حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٥ - معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
انتخاب كرديم . درباره شناخت خدا كه اول دين است . طبق بيان حضرت كه اول الدين معرفته [١] بيش از همه اوصاف ذاتى حق , روى عدم تناهى و اطلاق ذاتى حق تعالى تكيه مى شود كه خدا ازلى است و ابدى و در جمع خدا نا محدود است . اين نا محدود بودن محور بسيارى از خطابه هاى حضرت على ( ع ) است و در كنار اين نامحدود بودن مسائل ديگرى مطرح است . از قبيل بساطت ذات و از قبيل تجرد ذات گرچه اصل وجود حق قبلا بحث شد ولى نمونه كوتاهى باز درباره اصل موجوديت خدا از نظر نهج البلاغه سخنى مطرح كنيم بعد به تجرد اين ذات و بساطت اين ذات و اطلاق ذاتى آن بپردازيم در خطبه ١٠٨ ميفرمايد : كل شى ء خاضع له و كل شى ء قائم به , غنى كل فقير , و عزكل ذليل , و قوة كل ضعيف [٢] .
قبلا ثابت شد كه نظام عالم از نظر اميرالمؤمنين نظام على و معلولى است . زيرا در يكى از اين خطب صريحا فرمود : و كل قائم فى سواه معلول [٣] هر موجودى غير از خدا معلول است . يعنى خدا علت است و موجودات ديگر معلول . او آفريننده است و ديگران آفريده شده . پس چيزى در عالم نيست كه از نظام على و معلولى مستثنى باشد و تنها علت حقيقى اوست و مسبب اسباب اوست و همه معلول اويند . زيرا علل وسطه هم بايد به علت بالذات برگردد .
در اينجا فرمود : كل شى ء قائم به تمام موجودات به خدا قيام دارند . پس هيچ موجودى به خودش تكيه ندارد زيرا هستى او عين ذات او نيست . هر چيزى كه عين هستى نباشد و هستى او ذاتى او نباشد قائم بالذات
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه اول , صفحه ٢٣ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٠٨ , صفحه ٣٢٦ .
[٣]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢٢٨ , صفحه ٧٤٢ .