حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٢

فما ينجو من الموت من خافه ولا يعطى البقاء من احبه [١] .

آن كسى كه از مرگ ترسيد كه نمى ماند آن كسى كه علاقمند به ماندن است كه به ميل او كار نمى شود . نه آن كسى كه از مرگ مى ترسد از مرگ نجات پيدا ميكند نه كسى كه مايل است بماند مى گذارندش كه بماند . و اين معنا در اثر بررسى نكردن عامل فريب است حالا اگر روشن شد كه عامل فريب كيست و چيست , آن عامل بر طرف مى شود وقتى عامل بر طرف شد دنيا مى شود ابزار كار هرگز ابزار نقش فاعلى ندارد هرگز ابزار آن نقش را ندارد كه در انسان اثر بگذارد بلكه شيطان به وسيله عامل فريب يعنى وسوسه نفس , انسان را فريب ميدهد , آنگاه انسان فريب خورده دست به هر خلافى ميزند , چون او را زيبا و حق مى بيند ولى انسانى كه فريب دنيا نخورده از خودش مايه ميگذارد و سختى ها را تحمل ميكند ولى نمى گذارد به هدف و به دين و آئين الهى آسيبى برسد .

در يكى ازبخش ها حضرت به همين مطلب اشاره كرده و فرمود : چون اينها فريب دنيا را خوردند هر روز به يك سمت گرايش دارند اما من , چون دنيا نتوانست در من نفوذ كند من تمام اين ناملايمات را تحمل كردم . نه فريب نيرنگ بازها , در من اثر كرد نه تهديد دشمن هاى درونى يا بيرونى در من مؤثر شد و هيچ كسى مانند من مردم را به اتحاد و هماهنگى دعوت نكرد ديگران تا جائى مردم را به اتحاد دعوت ميكردند كه به دنياى آنها آسيبى نرساند , من در حدى هستم كه اگر به هيچ كس ظلم نشود فقط به من ظلم بشود تحمل ميكنم براى حفظ هدف . در نامه ٧٨ فرمود :

و ليس رجل , فاعلم , احرص على جماعة امة محمد ( ص )


[١] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٣٨ , صفحه ١٢٣ .