حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٤ - حكمت عملى
منطق رياضى كاربرد دارد ولى بخشى از جهان كه ثابت است نه سيار , آرام است نه متحرك , سكون و حركت در او نيست , جمع و تفريق در او نيست , تحول و دگرگونى در او نيست , كاربرد منطق رياضى و اصول ديالكتيك هم در آنجا نيست . انسان جسمش اين مراحل را دارد در نشئه جسمانى اين مراحل را خواهد داشت . اما جانش سرمدى خواهد بود و اگر سرمدى شد اوصاف سرمدى طلب مى كند . كمالات سرمدى مى طلبد زيرا موجودى كه نمى ميرد و سرمدى است كمال او هم يك سلسله امور سرمدى و نمير خواهد بود . فرمود اينها كه سفر كردند و دنيا را پشت سرگذاشتند و آثار جهان بعد از مرگ را ديدند اينها اگر به سخن بيايند بخواهند آنچه در جهان بعد از مرگ هست بازگو كنند , توانا نيستند .
اى الجديدين ظعنوا فيه كان عليهم سرمدا شاهدوا من اخطار دارهم افظع مما خافوا و رأوا من اياتها اعظم مما قدروا [١] .
از كارهاى خطير و سنگين بعد از مرگ بيش از آنچه مى پنداشتند ديدند درد ناكتر از آنچه كه هر اسناك بودند مشاهده كردند زيرا در دنيا آنچه مى شنيدند با حواس و مشاعر دنيائى ادراك مى كردند اكنون با مشاعر بعد از دنيا چيزهائى را يافتند كه با مشاعر دنيائى و حواس و مدارك دنيائى قابل درك نبوده و نيست . اين سخن كسى است كه پشت پرده مرگ را مى داند و فرمود :
لوكشف الغطاء ما ازددت يقينا .
اگر پرده مرگ كنار برود يا پرده برزخ به يك سوى نهاده شود يا حجاب قيامت بر طرف شود براى من على ابن ابيطالب تفاوتى نمى كند . يقينم افزوده نمى شود چرا چون آنچه را كه هست , هم اكنون مى دانم و هم اكنون مى بينم . فرمود اينها كه مرده اند و رفته اند اگر بخواهند جريان
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٢١٢ صفحه ٦٩٨ .