حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٨ - درس ششم
كند . سخنى را بگويد كه گرفتار بشود . كارى را با دستش انجام بدهد كه به بند بيفتد , جائى را با پاى خودش طى كند كه زمينه لغزش و سقوط او را فراهم كند . فرمود بدانيد كه :
و جوارحكم جنوده و ضمائركم عيونه و خلواتكم عيانه [١] .
خلوت هاى شما , پنهانيهاى شما , شب نشينهاى شما , تنهائيهاى شما حضور حقند . او در شب نشينى هاى شما احاطه علمى دارد او در تنهائى هاى شما حضور دارد او در جلسات سرى شما حضور دارد . در بحث هاى تفسيرى گذشت كه :
مايكون من نجوى ثلاثه الا هو رابعهم ولا خمسة الا هو سادسهم [٢] .
اگر سه نفر جائى نشسته و مشغول توطئه و نقشه اند خدا چهارمى اينهاست به اينها احاطه دارد . پنج نفر نشسته مشغول نجوا و زمزمه وزير گوشى و نقشه كشى و دسيسه و توطئه اند , خدا ششمى اينهاست . هر جا كه عده اى نشسته اند خدا به اينها محيط است . لازمه نامحدود بودن اين است كه جائى از او خالى نباشد . لازمه نا محدود بودن اين است كه نشود او را آنچنان كه هست وصف كرد اگر خدا را انسان ميستايد به همان اوصاف ذاتى مى ستايد و حق ندارد او را بمقدار فكر خودش بستايند ( سبحان ربك رب العزة عما يصفون ) [٣] بندگان مخلص خدا كه خدا را مى ستايند به زبان خدا , خدا را مى ستايند به توصيف خدا خدا را مى ستايند نه از خود , خدا را وصف كنند . اگر كسى بخواهد خدا را توصيف كند قهرا به صفاتى توصيف ميكند كه غير ذات باشد . اگر صفت غير ذات شد هم ذات مى شود محدود هم صفت ميشود محدود . زيرا اگر اين وصف كمالى غير از
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٩٠ , صفحه ٦٤٥ .
[٢]سورة المجادله , آيه ٧ .
[٣]قرآن كريم , سوره صفات ( ٣٧ ) , آيه ١٨٠ .