حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٨ - درس ششم

كند . سخنى را بگويد كه گرفتار بشود . كارى را با دستش انجام بدهد كه به بند بيفتد , جائى را با پاى خودش طى كند كه زمينه لغزش و سقوط او را فراهم كند . فرمود بدانيد كه :

و جوارحكم جنوده و ضمائركم عيونه و خلواتكم عيانه [١] .

خلوت هاى شما , پنهانيهاى شما , شب نشينهاى شما , تنهائيهاى شما حضور حقند . او در شب نشينى هاى شما احاطه علمى دارد او در تنهائى هاى شما حضور دارد او در جلسات سرى شما حضور دارد . در بحث هاى تفسيرى گذشت كه :

مايكون من نجوى ثلاثه الا هو رابعهم ولا خمسة الا هو سادسهم [٢] .

اگر سه نفر جائى نشسته و مشغول توطئه و نقشه اند خدا چهارمى اينهاست به اينها احاطه دارد . پنج نفر نشسته مشغول نجوا و زمزمه وزير گوشى و نقشه كشى و دسيسه و توطئه اند , خدا ششمى اينهاست . هر جا كه عده اى نشسته اند خدا به اينها محيط است . لازمه نامحدود بودن اين است كه جائى از او خالى نباشد . لازمه نا محدود بودن اين است كه نشود او را آنچنان كه هست وصف كرد اگر خدا را انسان ميستايد به همان اوصاف ذاتى مى ستايد و حق ندارد او را بمقدار فكر خودش بستايند ( سبحان ربك رب العزة عما يصفون ) [٣] بندگان مخلص خدا كه خدا را مى ستايند به زبان خدا , خدا را مى ستايند به توصيف خدا خدا را مى ستايند نه از خود , خدا را وصف كنند . اگر كسى بخواهد خدا را توصيف كند قهرا به صفاتى توصيف ميكند كه غير ذات باشد . اگر صفت غير ذات شد هم ذات مى شود محدود هم صفت ميشود محدود . زيرا اگر اين وصف كمالى غير از


[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٩٠ , صفحه ٦٤٥ .

[٢]سورة المجادله , آيه ٧ .

[٣]قرآن كريم , سوره صفات ( ٣٧ ) , آيه ١٨٠ .