حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٣
و مقام را از او ميگيرد .
لايدوم رخاؤها ولا ينقضى عناؤها ولايركد بلائها [١] .
نه آسايشش دوام دارد نه رنجش زوال پذير است نه بلاى او آرام مى شود , اين دنياست .
همانند تعبيرات ديگر كه دنيا را بعنوان عالم غرور و مغرور كننده معرفى كرد ولى از اين معنا تحليلى در خطبه ٢١٤ مطرح است وقتى حضرت آية مباركه :
يا ايها الانسان ما غرك بر بك الكريم [٢] را تلاوت كرد , مطالبى را گفت . در آن مطالب كه انسان گاهى به خدايش مغرور مى شود گاهى فريب مى خورد ميگويد خدا بخشنده است خدا مهربان است خدا ميگذرد و اما اثر تلخ گناه توان فرساست در اين خطبه عميق فرمود : اگر خوب بررسى ميكردى , مى ديدى كه دنيا تو را فريب نداد ما الدنيا غرتك [٣] دنيا هرگز فريبكار نيست . ولكن بها اغتررت [٤] تو فريب خوردى او فريب نداد . سراب هرگز فريبكار نيست انسان ناشناس گير سراب مى افتد انسانى كه اهل راه نيست ورم را نمو مى پندارد ( استسمن ذاورم ) .
برواى خواجه خود را نيك بشناس *** كه نبود فربهى مانند آماس
اگر دست در اثر بيمارى آماس كرد , فربه نشده بلكه ورم كرده است . سراب كه همانند آب است فريب نميدهد . دنيا ابزار كار است , دنيا دو چهره دارد . هر دوتا را هم روشن نشان ميدهد . دنيا دولاى دارد يك لاى ظاهر يك لاى باطن هر دو را نشان ميدهد دنيا يك آسترى دارد و يك ابره . هر دو را نشان ميدهد يك آغازى دارد و يك انجام هر دو
[١] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢٢١ , صفحه ٧٢٤ .
[٢] قرآن كريم , سوره انفطار , آيه ٦ .
[٣] و ٤ نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢١٤ , صفحه ٧٠٩ .