حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٧ - درس ششم
دريا بردند و به قعر دريا رسيد باز هم نيل به كنه حق تعالى محال خواهد بود . چون خس به قعر دريا برود محال ذاتى نيست , اين ذاتا ممكن است خودش نميتواند اما با وسايل ميشود برد ولى عقل محال است ذاتا كه به كنه حق تعالى پى ببرد چون آن وسيله هم مانند عقل محدود است . كدام وسيله است كه بخواهد عقل را به كنه حق تعالى برساند ؟ خس را مى شود با وسيله اى به كنه دريا برد ولى عقل را نميتوان با وسيله هم به كنه ذات حق راه داد زيرا آن وسيله هم مانند عقل محدود است ( ولا يحيطون به علما ) [١] فرشته ها عجزشان اين است به تعبير حضرت ( ع ) كه :
خدا را آنچنان كه هست ما نشناختيم ديگران هم كه راسخ در علمند سخنشان همين است . وفرع ديگر آن مطلب اين بود كه او : دان فى علوه و عال فى دنوه و لازم سومش اين بود كه با هر چيزى است بدون اتحاد و حلول , لازم چهارمش اين بود كه او از هر معلومى معلوم تر و از هر حقى هم ثابت تر است . قهرا اگر اين مراحل روشن شد حضور خود را درباره الله مى يابيم . ميدانيم كه خدا به تمام كارهاى ما واقف است . ميدانيم كه تمام توان ما سربازان حقند . لذا در برابر حق نمى شود ايستاد . در برابر حق نمى شود تمكين نكرد . زيرا توان ما , انديشه ما , قدرت بدنى ما , قدرت فكرى ما , همه و همه تحت احاطه قدرت حقند . خدا اگر كسى را خواست بگيرد با انديشه او , او را ميگيرد يا با دست و زبان او , او را گرفتار ميكند . در يكى از بيانات بلند اميرالمؤمنين آمده كه فرمود :
بدانيد بندگان خدا كه : و جوارحكم جنوده [٢] تمام اعضاى شما سربازان حقند . اگر كسى مشمول مهر خدا نشد و در برابر فرمان خدا ايستاد ممكن است خدا او را با زبان او بگيرد . با دست او او را گرفتار
[١]سوره طه , آيه ١١٠
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٩٠ , صفحه ٦٤٥ .