حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٣ - معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
فوق تجرد است , ثابت بكنيم با چه اصولى ثابت ميكنيم ؟ با منطق رياضى كه تفسير كمى جهان است و كميت جهان را وجهان را از ديد كمى تفسير ميكند ميتوانيم ثابت بكنيم ؟ يا با اصول ديالكتيك كه حركت را همگانى مى داند و موجود غير مادى را نفى ميكند ميتوانيم ثابت بكنيم ؟ طبق نظر اميرالمؤمنين مولى الموحدين عليه السلام خدا بسيط محض است . به هيچ نحو تجزيه و تبعيض در او راه ندارد . از اين مراحل پنجگانه اگر يكى از اين مراحل در او راه ميداشت اين كلمه بالقول المطلق , صادق نبود كه بگوييم :
لاتناله التجزئة والتبعيض [١] از اين كه فرمود هيچ جزئى ندارد هيچ بعضى ندارد , هيچ تركيبى در او نيست , هيچ تجزيه اى در او راه ندارد ميشود بسيط محض . اگر بسيط محض شد مطلب چهارم و صفت چهارم كه اطلاق ذاتى و عدم تناهى ذات است بخوبى روشن مى شود و آن همان مسئله ازلى بودن اوست و اينكه خدا حاد كل محدود است و همه چيز محدود است و خدا حاد اوست و حد بر نمى دارد كه اين بحث در جلسه قبل مطرح شد حاد كل محدود است در همين قسمت هم فرمود :
الاول لاشى ء قبله والاخر لاغاية له [٢] چيزى كه پايان ندارد اگر او نامحدود نباشد اگر او ازلى محض نباشد اگر اطلاق ذاتى نداشته باشد حدى خواهد داشت و ماوراى او غايت و پايان اوست . پس آخرى دارد . آن موجودى كه آخر ندارد اول ندارد معلوم مى شود كه حد ندارد و چون اوليتش عين آخريت اوست معلوم مى شود بسيط است , جزء ندارد . هم بساطت ثابت مى شود هم عدم تناهى . اگر خدا يك موجودى باشد محدود پس مسبوق است از يك طرف و ملحوق است از طرف ديگر . هم پايان دارد هم آغاز . ولى اگر چيزى اول نداشت و اگر چيزى آخر نداشت
[١]و ٢ نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٨٤ , صفحه ٢٠٢ .