حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٤ - درس هشتم
و اين جيفه و مردار را به قبرش كه اطاق عمل اوست . جورى كه او ساخت يا روضة من رياض الجنة ساخت يا حفرة من حفر جهنم ساخت . يا بوستانى از بوستان هاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى جهنم . اين را به جايگاه عملش مى برند او را به عملش تسليم مى كنند . ( فاسلموه فيه الى عمله ) [١] اينجا به امام حسن فرمود : نگاه كن پيشينيان چى ساختند و در ساختمان چه كردند و اكنون كجا رفتند و در چه حالت بسر مى برند . ( و اين حلوا و نزلوا ) [٢] اگر خوب بررسى كنى .
فانك تجدهم قد انتقلوا عن الاحبة و حلوا دار الغربة [٣] .
اگر خوب بررسى كنى مى بينى اينها از دوستانشان جدا شدند و به ديار غربت رفتند . كسى در گورستان با كسى مأنوس نيست . انسان بعد از مرگ مهمان اعمال خودش هست و بس . اوست و خاطرات او , اوست و عقايد او . اوست و اخلاق او . اوست و اعمال او بريده از همه است و همه از او بريده اند .
و لقد جئتمونا فرادى كما خلقناكم اول مرة [٤] .
او تك زندگى ميكند ولى با اعمال خودش . دستش به ديگران نمى رسد ديگران هم به او نخواهند رسيد .
و كانك عن قليل قد صرت كاحدهم [٥] .
فرمود آنچنان بينديش و بپندار كه گويا در آينده نزديك تو هم مانند يكى از اينها خواهى بود كه دوستانت را رها كنى و به ديار غربت سفر كنى . بينديش كه بايد چه كنى . اين نه به آن معناست كه وظايف را
[١] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٠٨ , صفحه ٣٣٢ .
[٢] و ٣ نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .
[٤] قرآن كريم , سوره انعام , آيه ٩٤ .
[٥] نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .