حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧١ - حكمت عملى
اگر به چيزى دلبسته شدى , به چيزى علاقمند شدى يا تابع كسى شدى پيرو يك شخص شدى بنده اوئى . خدا ترا آزاد آفريد . اين كرامت آزادگى را از كف نده . نه بنده غرائز و اميال درونى باش نه برده زورمندان و زرداران بيرونى , نه در برابر كسى كرنش كن نه در برابر يك زور مدارى تملق بگو . نه در قبال يك زراندوزى كرنش بكن و نه در برابر اميال درونى ات خاضع باش .
انسان آزاد است و اين كرامت آزادگى را نبايد به پاى زور مدار و يا زردار بريزد .
ولا تكن عبد غيرك وقد جعلك الله حرا .
خدا تو را آزاد آفريد . فرمود : انسان به هر چه دل ببندد , اين همانند غذاهاى مانده لاى دندان نسل قبل است . ديگران داشتند و مصرف كردند و گذاشتند و رفتند . اين انسان تازه به دوران رسيده ميگيرد . آن غذاهاى مانده لاى دندانها را ميگويند لماظه . آنچه فعلا در روى زمين است لماظه پيشينيان اند كه اكنون در بستر خاك آرميده اند . آنها مصرف كردند زندگى كردند بهره بردند اين مانده لاى دندان آنهاست . يك انسان آزاده مى خواهد كه به اين لماظه ها دل نبندد و برده اين لماظه نشود . اين جزء بلندترين تعبيراتى است كه در حكمت عملى مطرح ميشود . يعنى آيا انسان آزاده اى است كه در بند لماظه نباشد ؟ اين رياست ها هم لماظه است زيرا نسل پيشين اين رياست ها را داشتند و رها كردند و خاك شدند و به بعدى رسيد . مقام لماظه است . مال لماظه است . جاه لماظه است . هر چه سرمدى نيست لماظه است . هر چه از كرامت انسان آزاده بدور است مانده لاى دندان نسل پيش است . انسان برده است كه به فكر لماظه است . انسان آزاده به فكر لماظه نيست .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود *** زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
و از اين بالاتر زهر چه رنگ تعيين پذيرد آزاد است . اميدواريم