حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٩ - حكمت عملى
برد او شبيه جاهل است . چه اينكه آن جاهلى كه در صراط فراگيرى و عمل كردن است شبيه عالم . يك بيانى را در علم مسموع و علم مطبوع فرمود كه آن نقش مؤثرى در اين قسمت دارد . فرمود :
العلم علمان مطبوع و مسموع [١] .
دانش دو قسمت است . يك قسمت از بيرون مى آيد يك قسمت از درون مى جوشد .
ولاينفع المسموع اذا لم يكن المطبوع [٢] .
مادامى كه انسان از درون عالم نباشد علم بيرونى نافع نيست . مكتب رفتن , كتاب خواندن , محضر استاد نشستن , حرف آموختن , سخن ياد گرفتن مادامى كه در جان انسانى علم شكوفا نباشد آن نور نتابد علم بيرونى سودى ندارد . آن حجابى است روى حجاب . مادامى كه از فطرت و از درون دانشى نجوشد , آن هوشيارى نتابد علم بيرونى سودى براى سير به جهان سرمد ندارد . او بايد بداند موجود سرمدى است و اين حجاب مانع از ديد جهان سرمد و فراهم كردن توشه سرمد است . او مستأ كل بالعلم است . اين با يادگرفتن فرق مى كند اگر ياد گرفتن فخر آور شد مى شود حجاب . مى شود جهل . آن كه علم نيست تا جوششى از درون نباشد , كوشش بيرونى سودى ندارد .
العلم علمان مطبوع و مسموع ولا ينفع المسموع اذالم يكن المطبوع .
اگر انسان فهميد سرمدى است , اگر با اين مسائل عالم شد و اگر علمش را پياده كرد از كرامت نفس برخوردار است . جانش ميشود كريم اين كرامت انسان در سايه آگاهى و عمل به آگاهى است . فرمود جان كريمت را كوچك نكن , تحقير نكن , در بخش تهذيب نفس و تزكيه جان فرمود خود را سبك نكن , به چيزى نفروش , از كسى چيزى نخواه ,
[١]و ٢ حكمت ٣٣١ , نهج البلاغه فيض الاسلام , صفحه ١٢٤٥ .