حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٢ - منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
چگونه حركتى را كه خدا آفريده , بر خدا حكومت كند و چگونه صفتى را كه خدا ساخته , اين صفت بر خدا عارض شود و چگونه چيزى را كه خدا آفريده , بر خدا مى نشي ند :
و كيف يجرى عليه ما هو اجراه .
قانون حركت و سكون را كه خدا آفريده , ديگر بر خدا حكومت نمى كند . قانون تحول و تكامل را كه خدا آفريده بر خدا حكومت نمى كند , پديده نظم مادى را كه خدا ساخته بر خدا حكومت نمى كند :
و كيف يجرى عليه ما هواجراه و يعود فيه ما هو ابداه و يحدث فيه ما هو احدثه .
اگر خدا موجودى باشد حركت پذير پس جزء دارد . گذشته و آينده دارد .
اذا لتفاوتت ذاته , و لتجزء كنهه , و لامتنع من الازل معناه [١] .
معنى يك همچو موردى كه محكوم حركت است , ازلى نخواهد بود , ابدى نخواهد بود , بسيط نخواهد بود , مجرد نخواهد بود . تا آنجا كه فرمود :
و خرج بسلطان الامتناع من ان يؤثر فيه ما يؤثر فى غيره , الذى لايحول ولا يزول ولا يجوز عليه الافول [٢] .
هيچ دگرگونى و غروب و زوال و تحول در خدا نيست , از جائى هم بجائى نمى رود نه حركت در ذات اوست , نه حركت در صفات اواست . در جهان آفرينش و جهان طبيعت , هم حركت در جوهر و گوهر و ذوات موجودات طبيعى راه دارد و هم در اوصاف آنها تحول راه دارد . خداوند هم ذاتش و هم صفات ذاتيش كه عين ذات اوست منزه از دگرگونى و تحول است .
[١]و٢ نهج البلاغه فيض خطبه ٢٢٨ , صفحه ٧٤٣ و ٧٤٥ .