حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٧ - درس نهم
مبصرون ) هم متذكر مى شوند هم بينايند و دفع مى كنند اين كه قرآن فرمود از شيطان به خدا پناه ببريد مثل همان است كه ميگويند در هنگام خطر به پناهگاه برويد . نه تنها بگوئيد :
( اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ) بلكه پناه ببريد پناهگاه اين خطر توحيد ا ست . اگر كسى توحيد در جان او رسوخ كرد او پناهگاه دارد و چون پناهگاه دارد راه براى نفوذ بيگانه نيست . همين معنا را اميرالمؤمنين به تعبيرات گوناگون و جالب و ارزنده بيان كرده است . مى بينيد در خطبه ٨٦ مى فرمايد : آن مؤمنى كه بنده خاص خدا و از عنايت الهى برخوردار شد فزهر مصباح الهدى فى قلبه [١] چراغ هدايت در قلبش شكوفا شد و نور افكن شد پس قلبش تاريك نيست دشمن از تاريكى استفاده ميكند و ميايد اگر شبستان جان با چراغ توحيد روشن است و اگر صاحب دل بيدار است راه براى نفوذ بيگانه نيست . نه بيگانه درونى نه بيگانه بيرونى . فرمود اين شخص ( فهو من اليقين على مثل ضوء الشمس ) [٢] اين انسان موحد آنچنان به توحيد يقين دارد كه وحدانيت حق را مانند نور آفتاب مى بيند كارش مبهم و تاريك نيست ( فكان اول عدله نفى الهوى عن نفسه ) [٣] اولين قدمى كه در راه عدل و تعديل بر ميدارد اين است كه هوس را از صحنه جان طرح ميكند اين دشمن درونى را كه طرح نمود بر طرف كردن دشمن بيرونى آسان است .
اگر انسان آن دشمن درونى را نيست كند از دشمن بيرونى هراس ندارد سر ترس از دشمن بيرونى همان وسوسه دشمن درونى است . اگر انسان بداند با جان دادن به حيات ابدى ميرسد نميهراسد اين
[١] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٨٦ , صفحه ٢١٠ .
[٢] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٨٦ , صفحه ٢١٠
[٣] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٨٦ , صفحه ٢١١ .