تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٧ - نفي کاربرد فلسفي « ضرورت » و پاسخ آن
هستند ، در بر مي گيرد ؛ مانند مفهوم امکان که در برهان امکان و وجوب به کار برده مي شود .
امکان مفهومي است که در ذات هيچ ماهيتي مأخوذ نيست و تنها پس از مقايسه ماهيت با وجود و عدم انتزاع شده و بر آن حمل مي شود . در معناي امکان نيز ذات و ذاتيات هيچ يک از ماهياتي که به آن متصف مي شود ، اخذ نشده است .
نياز و احتياج به غير نيز از مفاهيمي نيست که در زمره ذات يا ذاتيات موجود ممکن قرار داشته باشد ؛ لذا از ذاتيات باب برهان است .
برهان وجوب و امکان بر تحليل ذهني مفاهيم و ماهياتي که تصور شده اند ، متکي نيست ، بلکه به تحليل عقلي واقعياتي که در خارج موجود اند ، مبتني است و از سنجش و قياس اشيا با مصاديق خارجي و عيني واقعيت به دست مي آيد ؛ يعني در اين برهان ، حتى مفهوم هستي از آن جهت که مفهومي ذهني است ، در استدلال واقع نمي شود ، بلکه مفهوم هستي به لحاظ مصداق و محکي خارجي مورد نظر واقع مي شود و مصداق حقيقي هستي ، همان امري است که تصديق به آن بديهي ، بلکه اوّلي بوده و هر انساني که از مرز سفسطه گذشته باشد ، به آن اذعان و اعتراف دارد .
بو علي رحمه الله در تقرير برهان وجوب و امکان ، برهان را مستقيماً متوجه اشياي خارجي مي نمايد و چون « ممتنع » فاقد واقعيت و مصداق خارجي است ، تقريب استدلال او بر بيش از دو فرض متکي نيست ؛ به اين بيان که شيء موجود در خارج ، اگر واجب الوجود نبوده و ممکن الوجود باشد ، به موجودي نيازمند خواهد بود که ضروري الوجود است . ١
موجود ممکني که در خارج مصداق دارد ، يعني مصداق خارجي ممکن الوجود ، در متن خارج نيازمند و محتاج به غير است و غيري که نياز او را
[١] ر . ک : الاشارات و التنبيهات ، ج ٣ ، ص ١٩ .