تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣٠ - استدلال هاي منطقي در متون اسلامي
دوم اين که آيات قرآن به موارد ياد شده منحصر نبوده و در برخي موارد مدعاي منکران مبدأ يا معاد را فاقد دليل و برهان دانسته و اعتماد آن ها را به ظن و گمان نکوهش نموده است ، و در موارد ديگر بر هستي خالق اقامه برهان نموده است .
قرآن کريم هنگامي که با دهري مسلکان و کساني که حيات و ممات خود را به طبيعت يا دهر نسبت مي دهند ، سخن مي گويد ، به استدلال مي پردازد و براهيني را اقامه مي نمايد که بحث و گفت و گو پيرامون آن ها ، ابواب و فصول فلسفي خاصي را به ارمغان مي آورد .
قرآن کريم گفتار آن ها را درباره حيات و ممات به اين صورت نقل مي نمايد : ( و قالوا ما هي الاّ حياتنا الدّنيا نموت و نحيا و ما يهلکنا إلاّ الدّهر )[١]؛ يعني گفتند چيزي جز زندگي دنيا نيست که در آن مرده و زنده مي شويم و هلاکت ما جز به دهر نيست . پاسخي که قرآن در ادامه آيه به آن ها مي دهد اين است که ( و ما لهم بذلک من علم إن هم إلاّ يظنّون )[٢]؛ يعني آن ها بر اين ادعاي خود علم ندارند و جز به ظن و گمان سخن نمي گويند ، اين پاسخ بدين معنا است که ميزان سنجش اصول اعتقادي علم و برهان است .
در سوره طور در اثبات خالق انسان ، آسمان ها و زمين مي فرمايد : ( اَم خلقوا من غير شيء اَم هم الخالقون (٣٥) أم خلقوا السموات و الأرض بل لا يوقنون )[٣]؛ آيا اينان ( بدون خالق ) از نيستي صرف به وجود آمدند يا خويشتن را خود خلق کردند يا آن که آنان آسمان و زمين را آفريدند ، بلکه به يقين خدا را نشناختند ، چنان که آن ها اهل يقين نيستند .
آيه نخست برهان بر وجود خالق انسان است ؛ به اين بيان که شما يا خالق داريد
[١]و ٢ . سوره جاثيه ، آيه ٢٤ .
[٣] سوره طور ، آيات ٣٥ - ٣٦ .