تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤ - چيستي نظم
دو يا چند چيز به هم در شرايط خاص ، مفهوم نظم انتزاع مي شود ، به طوري که يک شئ بسيط مانند « الف » ، هرگز منشأ انتزاع مفهوم نظم نخواهد بود .
چون قياس و سنجش ، گاهي اعتباري است ، گاهي صناعي و گاهي طبيعي و تکويني ، و آنچه در برهان نظم معتبر است ، همان نظم طبيعي و تکويني است ، نه اعتباري و نه صناعي ، لازم است به آنچه محور اصلي استدلال است ، اشاره شود تا آنچه خارج از مدار برهان است ، وارد بحث نشود .
نظم اعتباري که طبق قرارداد معتبران انجام مي شود ، در حالت هاي گوناگون متفاوت مي شود ؛ مانند نظم صف سربازان ، يا صف نمازگزاران به جماعت ، و نظم صناعي که طبق قانون خاص صنعت تهيه ، و براي هدف معيني اعمال مي شود ، مانند نظم راديو ، ساعت و ... است و اين دو قسم نظم ، از بحث هاي برهاني بيرون است . هر چند ممکن است از نظم صناعي براي تأييد ذهن متعلّم استمداد شود .
نظم طبيعي و تکويني آن است که نه طبق قرارداد معتبران باشد و نه از وحدت حقيقي محروم و فقط داراي وحدت صناعي باشد ؛ بلکه در مدار تکوين و حقيقت يافت مي شود و حکم خاص خود را خواهد داشت ، چون نظم تکويني با قياس و سنجش موجودهاي خارجي محقق مي شود و سنجش و قياس بدون ربط تکويني ممکن نيست و ربط نيز خارج از محدوده وجود نيست ، زيرا بر اساس اصالت وجود ، هرگونه پيوند تکويني ميان اشيا ، فقط با وجود صورت مي پذيرد و هرگز بدون آن ميسر نيست ، بنابر اين هر گونه ربط عامل نظم توسط وجود حاصل خواهد شد .
لازم است توجه شود که در شناخت هاي جدلي ، هر چيزي را نمي توان با مقابل او شناخت . البته شناخت اصيل هر چيزي به تحليل اجزاي دروني اوست ؛ به هر تقدير ، بايد عنايت داشت که نظم در مقابل هرج و مرج است ، نه در مقابل شر ، چون بحث خير و شر به طور کامل از بحث نظم و هرج و مرج جداست ، زيرا اگر