تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٧١ - شهود يقيني و غير يقيني
شهود يقيني و غير يقيني
برخي بر اين گمان اند که صاحب تجربه ديني تا زماني که از شهود بهره مند است ، از ترديد مصون است و شک ، تنها پس از پايان جذبه و هنگام بازگشت به علم حصولي پديد مي آيد که اين گمان خطاست .
بسياري از مشاهدات و مکاشفات ، از يقين بالفعل محروم هستند ، برخي از آن ها نيز با فعليت شک و ترديد قرين هستند ؛ مانند وقتي که انسان در رؤيا ، مجلس مذاکره اي را مشاهده مي کند و در آن مجلس اقوال مختلفي نقل مي شود و او در همان عالم ، برخي اقوال را بررسي نموده ، نسبت به آن دچار ترديد و شک شده و در نهايت به نظري ديگر ميل مي کند .
تنها شهود کسي با يقين همراه است که مشهود او از تزلزل و اضطراب مصون بوده و داراي ثبات و کليّت باشد و کليت حقايق شهودي ، مفهومي نيست ، بلکه سِعِي است ، بنابر اين براي اهل شهود ، يقين از طريق وصول به حقايق - و نه مفاهيم - عقلي و امور فائق بر آن حاصل مي شود و يقيني که با شهود اين حقايق به دست مي آيد ، يقين روان شناختي نيست ، تا در کنار ظن ، شک و وهم مطرح شده ، در نتيجه احتمال صدق و کذب براي آن باقي باشد ، بلکه يقين معرفتي است ، بدين معنا که ضرورت صدق آن به عنوان يک واقعيت و حقيقت عيني و خارجي ، بر انسان شاهد محيط است ، به صورتي که راهي براي ترديد و شک در آن باقي نمي گذارد .
ضرورت علمي که همان ضرورت صدق است ، از قبيل ضرورت اصل واقعيت ، بر فهم و ادراک آدمي محيط است ، چندان که راهي براي گريز از آن باقي نمي ماند و انسان که در برابر چنين ضرورتي قرار مي گيرد ، به قبول آن مضطرّ است .
کسي که به شهود عقلي و فوق آن نايل مي شود ، حضور نامحدود حقايق عقلي