تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٢ - نقد هاي سه گانه « کانت » بر برهان آنسلم
محمولي است که انتزاع آن از موضوع به انضمام يک ماهيت و واقعيت خارجي به ماهيت و واقعيت موضوع نياز دارد .
خارج محمول در معناي فوق ، اعم از عوارض تحليلي در اصطلاح کانت است ، زيرا علاوه بر آن که ذات و ذاتيات موضوع را شامل مي شود ، مفاهيمي را نيز که از نظر به ماهيت يا از نظر به واقعيت موضوع انتزاع مي شوند ، در بر مي گيرد . ويژگي اصلي اين دسته عوارض اين است که مصداقي جدا از مصداق موضوع خود ندارند ؛ مانند مفهوم وحدت ، تشخص ، وجود ، عليّت .
شکي نيست که وحدت از جهت مفهوم و معنا ، با معنا و مفهوم ماهيتي که بر آن حمل مي شود ، مغاير است ؛ ليکن ماهيت براي اين که به وحدت متصف شود يا براي آن که به تشخص و وجود متصف شود ، به مصداق و واقعيتي جداي از واقعيت و مصداق مربوط به خود نيازمند نيست . عليت نيز از اين قبيل است ، زيرا گر چه مفهوم عليت غير از معنا و مفهومي است که در ذات علّت مأخوذ است ؛ ليکن عليت مصداق و واقعيتي جداي از واقعيت شيئي که به آن متصف مي شود ، ندارد .
يک شيء مي تواند موجود نباشد ، تشخص نداشته باشد و عليت نيز بر آن صدق نکند ، تشخيص اين که کدام شيء از تشخص برخوردار بوده و موجود است و علت بودن کدام شيء صادق است ، در مقام اثبات راه خود را مي طلبد . امّا ذهن حتي قبل از اثبات اين همه ، بر اين نکته واقف است که اثبات آن ها مستلزم تحقق دو واقعيت جداي از يک ديگر که منضم به هم مي باشند نيست ، چنان که اگر وحدت ، وجود ، تشخص يا عليّت ، هر يک مصداق و واقعيتي جداي از مصداق و واقعيتِ شيئي که به آن ها متصف مي شود ، داشته باشد ، تسلسل و تکرر نوع آن ها لازم مي آيد و به مفاد قاعده اي که شيخ اشراق در اين باب بيان مي دارد ، تحقق آن ها محال خواهد