تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٣ - حدود و مقدمات دو برهان حرکت و حدوث
حدود و مقدمات دو برهان حرکت و حدوث
نا آشنايي با عناصر محوري و غفلت از مفاهيم مأخوذ در برهان وجوب و امکان موجب شده است که براهين ديگري که با برهان وجوب و امکان مغاير بوده و هيچ سنخيتي با آن ندارند ، مانند برهان حرکت يا برهان حدوث ، در تحت عنوان برهان وجوب و امکان آورده شوند .
برهان حرکت در آثار افلاطون و ارسطو و از آن پس در آثار حکماي اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است . برهان حدوث نيز در بيش تر آثار کلامي اسلامي مطرح است .
« حرکت » خروج تدريجي شيء از قوه به فعل است و خروج از قوه به فعل به علّت فاعلي نيازمند است ، زيرا فعليّت ، کمال وجودي براي متحرک است و اين کمال وجودي در متحرک وجود ندارد و شيء متحرک که فاقد کمال وجودي است ، نمي تواند بدون مبدأ فاعلي واجد آن گردد ، پس هر متحرکي در رسيدن به فعليت ، به غير خود محتاج است که آن را علت فاعلي حرکت مي نامند و اگر علّت حرکت شيء متحرک ، شيء ديگري باشد که خود متحرک است ، آن شيء نيز به محرّکي ديگر نيازمند خواهد بود و چون تسلسل علل فاعلي باطل است ، پس وجود محرّک غير متحرک ثابت مي شود .
در برهان حدوث ، حدوث شيء حادث سبب احتياج آن به علت محسوب مي شود ؛ به اين بيان که هر حادث و هر چه آغاز دارد ، بايد توسط علت ديگري به