تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٦ - حدوث شرايط و قدمت فيض الهي
فاعلي هر نسل ، واجب الوجود است که در طول زندگي با آنها همراه است ، ( و هو معکم أينما کنتم ) .[١]
نکته ديگر اين است که شرط و معدّ بودن اشيايي که در عرض ممکنات موجود هستند ، همانند سببيّت و وساطت اشيايي که در طول آنها موجود مي باشند ، ذاتي آن اشيا نبوده و به ذات آنها نيز مستند نيست و به همان فيض بي کران و گسترده الهي و امر و فرمان واحد خداوند مربوط است ؛ ( و ما أمرنا إلاّ واحدة )[٢]که در چهره وسايط و شرايط ظهور نموده است و قرآن کريم با عنايت به همين حقيقت ، سببيت و وساطت شرايط و معدّاتي نظير پدر و مادر يا زارع و کشاورز را در تکوّن فرزندان يا محصولات کشاورزي ، از ذات آن ها نفي کرده و به خود نسبت مي دهد ؛ ( أفرأيتم ما تمنون (٥٨) ءاَنتم تخلقونه أم نحن الخالقون ... (٥٩) أفرأيتم ما تحرثون (٦٠) ءأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون ) . ٣
از طريق برهان امکان و وجوب و پس از اثبات وجود واجب ، مي توان به تناهي سلسله اسباب و وسايطي پرداخت که بدون انفکاک زماني در طول يک ديگر مظهر انتقال فيض هستند ، چنان که فارابي بر همين طريق ، به اثبات تناهي سبب هاي طولي پرداخته است[٤]؛ ليکن از اين طريق نمي توان بر تناهي شرايط و معدّات در سلسله اشيايي که در عَرض يک ديگر واقع شده اند ، استدلال کرد ؛ به همين دليل تسلسل تعاقبي اشيا در طول زمان ، با برهان امکان و وجوب ناسازگار نيست و در صورتي که اين سلسله نامتناهي باشد ، نه تنها محدوديتي براي فيض خداوند ايجاد نمي کند ،
[١] سوره حديد ، آيه ٤ .
[٢] سوره قمر ، آيه ٥٠ .
[٣] سوره واقعه ، آيات ٥٨ - ٦٣ .
[٤] زينون کبير ، ص ٤ .