تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٣ - امتياز برهان بر ذات از برهان بر صفات واجب
الهي با يک ديگر و با ذات را با برهان اثبات مي نمايند ، به امتياز بين مفاهيمي که از اين اوصاف يا از ذات حکايت مي کند ، توجه داشته و در هر مورد ، برهاني خاص اقامه نموده اند ؛ به همين دليل اختلافي را که بين صاحب نظران مختلف در فلسفه و کلام و در فرقه هاي مختلف مذهبي درباره اوصاف الهي وجود دارد ، هرگز با اتفاقي که در مورد ذات الهي است ، خلط نکرده اند .
در تعابير فلسفي کلامي ، از مفاهيمي براي حکايت از ذات الهي استفاده مي شود که بديهي و اوّلي هستند ، مانند واجب الوجود ، زيرا وجوب يا ضرورت و همچنين وجود يا هستي از مفاهيم اوّلي هستند ؛ يعني هيچ گاه نمي توان اين مفاهيم را به مفهومي ديگر که اعرف از آن ها باشد ، تعريف حقيقي کرد ، بلکه انسان آن ها را از طريق ادراک شهودي نسبت به هستي و واقعيت خود انتزاع مي کند .
مفهوم ضرورت و وجوب ، همان « بايد » است که همانند مفهوم هستي معروف همگان است و در برابر مفهوم امکان است که با « شايد » هماهنگ است .
شيئي که هستي براي آن ضرورت داشته باشد ، واجب الوجود است و قسيم آن شيئي است که هستي براي آن ضرورت نداشته باشد و چيزي که هستي براي آن ضرورت ندارد ، دو صورت دارد ، يا نيستي براي آن ضرورت دارد يا نيستي و عدم نيز براي آن ضروري نبوده و نسبت آن به هستي و نيستي غير ضروري است ؛ در صورت اوّل آن امر را ممتنع الوجود و در صورت دوم آن را ممکن الوجود مي نامند .
شيئي که هستي براي آن ضروري است ، يعني « واجب الوجود » ، يک مفهوم است و اين مفهوم در صورتي که داراي مصداق خارجي باشد ، بيان کننده واقعيتي خواهد بود که آن مصداق ، به تعبير حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه ، قائم به غير نبوده و معلول غير نيست ؛ البته اين شيء از اوصاف ثبوتي و سلبي فراواني برخوردار خواهد بود که در بحث از صفات او اثبات مي شوند .