تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٤ - مدار احتياج و نياز به واجب
عليت به عنوان علم متعارف معقول و مقبول نباشد ، هيچ گونه استدلال و همچنين نقد و اشکالي مقدور نيست .
آنچه از اشاعره نقل شده است ، انکار عليت و معلوليت بين اشياي جهان آفرينش نسبت به يک ديگر است ، نه انکار اصل عليت خداوند نسبت به اشيا ، بلکه آنان خداوند را علت فاعلي جهان مي دانند و اشيا را معلول او مي شمردند ؛ ليکن چون حدوث را علت حاجت مي پندارند و چيزي که حادث نيست ، به گمان آن ها محتاج به مبدأ فاعلي نمي باشد ، از اين جهت ، جهان را حادث مي دانند و نيز چون خداوند را علت فاعلي مختار مي دانند و اختيار را به گمان خود ، به صحت فعل و ترک تفسير مي کنند و محور تعلق اراده را ايجاد شئ معدوم مي پندارند و دوام فاعليّت را با اختيار فاعل منافي مي دانند و اگر فاعلي دائماً به فاعليت متصف بوده و هرگز فعل او از او جدا نشود ، او را فاعل مُوجَب ( به فتح ) مي پندارند ، لذا جهان را حادث مي دانند .
البته بحث دقيقي را محقق طوسي رحمه الله تحليل کرده که آيا حدوث عالم سبب شد تا اشاعره خداوند را فاعل مختار ( به معناي مذکور ) بدانند ، يا اختيار خداوند ، طبق تفسيري که گذشت ، سبب اعتقاد آنان به حدوث جهان شد . [١]
مدار احتياج و نياز به واجب
نکته اساسي در تبيين محور احتياج جهان به واجب آن است که چون امر ذاتي که همان حاجت وجود جهان باشد ، مجهول بود ، پيرامون امور عرضي مسائل فراواني مطرح شد ؛ گروهي حدوث را فقط ، عده اي امکان ماهوي را فقط و گروهي هم امکان ماهوي به شرط حدوث را سبب نياز عالم به واجب دانستند ؛ ليکن حکمت
[١] شرح الاشارات ، ج ٣ ، ص ٨١ ( النمط الخامس ) .