تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٤ - امتياز برهان بر ذات از برهان بر صفات واجب
از نخستين صفاتي که براي واجب الوجود ، پس از قبول اصل هستي آن اثبات مي شود ، يگانگي و وحدت آن است و موحّد کسي است که علاوه بر تصديق به هستي واجب ، يگانگي او را نيز تصديق نموده و به آن چه تصديق مي کند ، ايمان بياورد . وجود واجب به عنوان يک واقعيت عيني و خارجي توسط براهيني اثبات مي شود که بر اصل واقعيت خداوند گواهي مي دهند .
احديت و يگانگي ، صمديت و فراگيري و نامحدوديت ، قدرت و مشيت ، اراده و حيات ، عدالت و جباريت و ... از اوصافي ذاتي يا فعلي اي هستند که پس از اثبات اصل واجب ، با براهين بعدي اثبات مي شوند .
کسي که به دانش شهودي ، شاهد هستي واجب و نامتناهي الهي باشد ، بر اساس همان دانش حضوري ، گرايش و ايمان خود را سازمان مي بخشد ؛ ليکن کسي که علي رغم حضور فراگير و احاطه قيّومي الهي ، از شهود آن حقيقت که در متن واقعيت او نهفته است ، غافل باشد ، براي ايمان به خداوند ناگزير از اقامه برهان و استدلال است .
او ابتدا مفهوم هستي ، نيستي ، ضرورت ، امکان و نظاير آن ها را ادراک کرده و مفهوم واجب الوجود را از اين طريق مي فهمد و سپس ، از راه برهان بر تحقق مصداق مفهوم واجب ، براي آن استدلال مي کند ؛ هر چند استدلال در نهايت براي او اين حقيقت را آشکار مي کند که اذعان به واقعيتي که از ضرورت ازلي برخوردار است ، از آغاز با او همراه بوده و او از آن غفلت داشته است و در اين حال دانسته مي شود که براهين ياد شده ، کاري جز زدودن غفلت نداشته و در واقع اوّلي بودن معرفتي را اثبات کرده اند که نفس الامر همه آگاهي ها به او و به علم ذاتي او باز مي گردد و همه قضايا و از جمله مبدأ عدم تناقض ، ضرورت خود را از ضرورت ازلي دريافت مي دارند .