تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٣ - مؤمنان متحجّر و جاهلان متنسّک
مراتب عالي علم تحصيل نمي شود ، از اين جهت ، در تعقيب ايمان سالم از تحصيل دانش و علم گريزي نيست و براي دفع اين حقيقت ، هرگز نمي توان به ايمان انبوه جاهلان يا فسق فراوان عالمان استشهاد ورزيد . از کنار ناکامي فيلسوفان در اثبات وجود باري ، نمي توان بي باکانه گذشت و بر اين گمان باقي ماند که کتاب هاي آسماني تنها به احساس وجود خدا و تجربه ديني بسنده نموده و با اثبات وجود خدا بيگانه هستند يا آنکه زبان ديني جداي از زبان فلسفي و راه دين جداي از راه عقل بوده ، و بين عقل و علم با ايمان ، هيچ پيوند و ارتباط وجودي مستقيمي نيست .
گرچه هر کس که عاقل تر و عالم تر است ، لزوماً مؤمن تر و ديندار تر نيست ، و در ميان نا مؤمنان و بي اعتقادان ، افراد فراواني وجود دارند که از دانش هاي فراگير انساني بهره مند هستند ؛ ليکن اين همه ، هرگز شيطاني و دنيازده بودن عقل و گمراه کننده بودن آن را نتيجه نمي دهد ، زيرا موارد انفکاک و نفي پيوند سلبي علم و ايمان ، سلب تلازم وجودي بين آن دو را نتيجه نمي دهد .
مؤمنان متحجّر و جاهلان متنسّک
غفلت از تلازم وجودي علم و ايمان موجب مي شود که راه برهان و دانش حصولي براي اثبات مبادي ديني ناتمام يا آنکه فصلي زائد دانسته شود . در نتيجه تعقل، آنگاه که به مصداقِ « على قدر العقل يکون الدين » [١]، ميزان تقويم و معيار ارزش ايمان و دين شمرده شود ، حرکتي افراطي يا حرفه اي خوانده مي شود .
تلاش هايي از اين قبيل ، جرياني را شکل مي دهد که متکلمان غربي پس از محروميت از تفکر عقلي يا اِعراض از ديني که با اصول عقلي هماهنگي داشته باشد
[١] شرح غرر الحکم ، ج ٤ ، ص ٣١٣ .