تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤١ - چهارم علم حصولي و حضوري به واجب
ادراک عقلي و مفهومي را تحصيل مي نمود و به استناد آن مؤمن مي شد ، هرگز مکلف به علم حضوري و شهود قلبي و نيز مأمور به ايمان مستند به شهود دل نمي شد ، با اينکه آياتي چون ( من کان في هذه اَعمى فهو في الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً ) ١، در مرآى و مسمع همه مسلمين بوده است .
بنابراين تحصيل علم شهودي و ايمان دل بر همگان واجب نبوده است و راه حکمت و کلام راه نوراني و بينايي است ، ليکن نکته مهم آن است که راه استدلال و مفهوم حصولي ، حتى برهان صديقين، مادامي که از حوزه مفهوم و صورت ذهني بيرون نيايد و تا زماني که به عينيت خارج مبدّل نشود ، هرگز ذات واجب را ، هر چند به طور شهود محدود و ادراک متناهي ارائه نمي کند ، زيرا مفهوم ذهني ، چون از تشخص عيني برخوردار نيست، قابل صدق بر کثيرين است؛ خواه آن افراد متکثر در طول هم باشند يا عرض يک ديگر ، حتى مفهوم « الله » ، معناي « بسيط الحقيقه » ، « صورت ذهني » ، « واجب الوجود » و مانند اين ها از مفاهيم ذهني ، قابل صدق بر کثيرين است ؛ يعني به فرض محال ، اگر ذات ديگري و بسيط الحقيقه جدايي و الله ديگري ، به جاي ذات واجب و بسيط الحقيقة کنوني و الله فعلي قرار مي گرفت ، باز همين مفاهيم از آن ها حکايت مي کردند و آن ها را بدون کم ترين کاستي يا فزوني ارايه مي نمودند .
اما راه شهود ، گرچه محدود و متناهي است ؛ ولي چون فرا مفهومي و برتر از خيال و وهم و عقل حصولي است و از آسيب ذهني بودن مصون است و از نعمت تشخّص که همان عينيّت خارجي است ، برخوردار است، کسي که خود را با علم حضوري و شهود قلبي مي يابد يا مخلوق ديگري را با شهود جان ، ادراک حضوري دارد ، چون شاهد و شهود و مشهود عين خارجي هستند و چيزي جز ربط به خدا
[١] سوره اسراء ، آيه ٧٢ .