تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٥ - مبادي متافيزيکي معرفت
مبادي متافيزيکي معرفت
از جمله مبادي فلسفي اي که در مسير مسائل معرفتي اثري حياتي دارد ، « طبيعي و مادي بودن واقعيت » يا « وجود واقعيت هاي غير مادي و حقايق متافيزيکي » است .
اگر کسي واقعيت را صرفاً مادي و محسوس بداند ، معرفت و سير آن را نيز مادّي و فيزيکي خواهد دانست که در سلسله اعصاب و مجاري ادراکي طبيعي ، در اثر تأثير و تأثر متقابل بدن با طبيعت ، پديد مي آيد .
در ديدگاه طبيعي ، سبب حوادث و پديده ها همان اموري است که از ديدگاه حکيم الهي و قائلين به حقايق متافيزيکي ، « علل معدّه » و به تعبير آقا علي حکيم در کتاب بدايع الحکم ، « فاعل ما به » خوانده مي شود[١]. « فاعل ما به » در نگاه کساني که حقايق فوق طبيعي و الهي را باور دارند ، ابزار ، وسيله و شرط تحقق پديدار است و در برابر « فاعل ما منه » است که فاعل فوق طبيعي و الهي بوده و فيض و فعل از آن نشأت گرفته و به آن متکي است .
مادي بودن واقعيت موجب مي شود تا انسان و جهان به عنوان دو واقعيت طبيعي که در عرض يک ديگر قرار دارند ، به صورت علل اعدادي ، زمينه تأثير و تأثر متقابل در يک ديگر را فراهم آورند و در اين جريان ، برخي تأثيراتي که انسان از واقعيت خارجي مي پذيرد ، به صورت انديشه ظاهر مي شود و چون در سير متافيزيکي ، معرفت ، انسان و جهان ، علت معدّه و زمينه ساز براي پديد آمدن انديشه هستند ، « انديشه » واقعيت سومي غير از انسان و جهان ، يعني واقعيتي غير از « شناسنده » و « شناخته شده » دارد .
نتيجه تحليل اين مي شود که در جريان معرفت ، واقعيتي ممتاز و نوين که
[١] بدايع الحکم ، ص ١٢٢ .