تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٧ - صغراي برهان فطرت
اين جهت بين مجاز و غلط فرق است .
صغراي برهان فطرت
برهان فطرت به هر صورت که اقامه شود ، از جهت کبراي خود که بر تضايف ، ميان دو طرف اميد يا دو طرف محبت استوار است ، تام است و تمام دشواري آن ، متوجه صغراست . استحکام برهان در گرو اثبات اين است که آدمي نه آنگاه که فکر مي کند و گمان مي برد ، بلکه در متن واقعيت خود ، به موجود مطلق ازلي اميد داشته يا محبّ اوست .
کشتي شکسته اي که در شبي تاريک گرفتار گردابي هايل است و موج خروشان دريا ، هستي بيمناک او را فرا گرفته است ، هنگامي که اميد خود را به حقيقتي بي نياز از هر سبب متوجه مي کند ، او را مي يابد ؛ قبل از آنکه به مقدّمه نخست برهان دست يابد ، به نتيجه برهان که همان خداوند سبحان است ، رسيده است ، زيرا معرفت او در آن هنگام ، معرفتي حصولي و مفهومي نيست ، بلکه دانشي شهودي است . او از دريچه شهودِ نياز و احتياجي که به حقيقت مطلق دارد ، به شهود آن حقيقت نايل شده و از همين مسير نيز اميد و رجاي خود را به دست آورده است ؛ يعني اوّل ، حقيقت مطلق را به اندازه هستي خود مشاهده کرده ، آنگاه به وي اميدوار يا علاقه مند مي شود ، نظير آنچه در ديدن با چشم فيزيکي پديد مي آيد که اوّل ديدن است ، آنگاه خواستن .
البته پس از فراغ از اضطراب و پس از نجات از گرداب هايل ، چون آن يافته خود را در قالب مفهوم بيان مي کند ، مقدمه نخست برهان را به عنوان نتيجه قياس به دست مي آورد ؛ ليکن سنگين باري که در ساحل دريا ، بساط غفلت گسترانيده و درون خود را چون لاشخور از مرده حيوانات انباشته و با اضغاث احلام و خواب هاي