تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٠ - نقد هاي سه گانه « کانت » بر برهان آنسلم
است . ١
امتياز مزبور گر چه درست است ؛ ولي امتياز ميان ضرورت ذاتي و ازلي نقد کانت را از بين نمي برد ، زيرا اين دو ضرورت در حقيقت به دو نوع مصداقي که براي مفهوم وجود متصور است ، مربوط است . واقعيت عيني و خارجي وجود که مصداق مفهوم واقعيت و هستي است ، اگر محدود باشد ، از ضرورت ذاتي منطقي ، و اگر نامحدود باشد ، از ضرورت ازلي بهره مند است و مفهوم وجود و ماهيتي که وجود محدود مصداق آن هاست و همچنين مفهوم وجود مطلق از جهت حکايتي که نسبت به فرد و مصداق خود دارد ، هر يک به حمل شايع و به لحاظ مصاديق خود ، به ضرورت ذاتي منطقي يا ازلي متصف مي شود .
تناقضي که آنسلم در برهان خود از آن براي ابطال نقيض مطلوب ، يعني براي ابطال موجود نبودن برترين کمال متصور استفاده مي کند ، بر استحاله سلب هستي و وجود از مفهوم خداوند استوار است و استحاله مزبور که بر مدار حمل اوّلي است ، تنها از طريق خلط حمل اوّلي و شايع نتيجه مي دهد ، و اگر اين خلط واقع نشود و وجود يا ضرورت به حمل شايع از مفهوم خداوند سلب شود ، هيچ تناقضي لازم نمي آيد ، زيرا مفهوم وجود و حتى مفهوم وجود مطلق که اگر داراي مصداق خارجي باشد ، آن مصداق داراي ضرورت ازليه بوده و مفهوم هستي از آن بدون حيثيت تقييديه يا تعليليه ، بلکه با حيثيت اطلاقيه انتزاع مي شود ، مي تواند بدون مصداق باشد ؛ يعني صرف تحقق ذهني آن مفهوم دليل تحقق مصداق خارجي براي آن نيست .
انسان مي تواند مفهوم وجود مطلق و نامتناهي را از طريق نظر به وجودات خاصه و متناهي و نيز از طريق تلفيق و ترکيب ديگر مفاهيم به دست آورد ؛ مثلاً وجود را از
[١] کاوش هاي عقل نظري ، ص ٢٢٢ .