تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٦ - انتقال از امکان ماهوي به امکان فقري
مي شوند .
مشروطيت و تقيّد وجود ممکن ، نشانه عدم اطلاق آن و بيان کننده نياز و حاجتي است که در محدوده و شرايطي خاص تأمين مي شود و اين حاجت و نياز ، نظير زوجيت براي عدد چهار ، از اوصاف و لوازم زايد بر ذات آن نيست ، زيرا اگر حاجت و نياز به عنوان امري لازم زايد بر ذات باشد ، وجود شيء که عين واقعيت آن است ، در مقام ذات خود فاقد حاجت بوده و چون واقع خالي از دو طرف نقيض نيست ، با خلو هستي از نياز و احتياج ، نقيض آن ، يعني غنا و بي نيازي و استقلال براي آن اثبات مي شود و استقلال و بي نيازي وجود موجودات مشروط و مقيّد ، خلاف فرض و عين تناقض است .
وجود مانند ماهيت امري ذهني نيست تا در لحاظ ذهن ، تنها ذات و ذاتيات آن مورد نظر قرار گرفته و ساير اشيا ، هر چند در دو طرف نقيض باشند ، خارج از محدوده آن واقع شوند ؛ مانند هستي و نيستي که هيچ يک در محدوده ذات ماهيت انسان مثلاً و غير آن نيست ، بلکه وجود عين واقعيت بوده و به تحقق و عينيّت اشيا ناظر است و ظرف واقع ، هيچ گاه از دو طرف نقيض خالي نيست ؛ به همين دليل احتياج و نيازي که براي وجود ممکن ثابت مي شود ، عين ذات آن بوده و لازمه ذات نيست .
احتياج و امکان ماهوي ، اگر چه لازم ذات ماهيت هستند ؛ ليکن از دايره ذات و ذاتيات آن خارج هستند ؛ يعني معناي امکان ، جنس يا فصل هيچ ماهيتي نخواهد بود ؛ ليکن احتياج و نيازي که براي وجودهاي معلولي اثبات مي شود ، عين ذات به معناي هويّت و واقعيت آن هاست ، نه ذات به معناي ماهيت ، و به تناسب اين احتياج ، نوع ديگري از امکان که زايد بر ذات معلول نيست ، اثبات مي شود و اين نوع از امکان که همانند احتياج و نياز مربوط به آن ، عين ذاتِ شيء ممکن و محتاج