تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٧٥ - عدول از معرفت عقلي و سقوط در شکاکيت آشکار و نهان
نمايد ، زيرا همان گونه که « فيض » در المحجّة البيضاء ذکر نموده است ، شيطان مي تواند ، براي فردي که صورت برگزيدگان الهي را نديده است ، صورتي را به دروغ به رسول خدا و اوصياي او منسوب گرداند و در اين حال ، تمسک به روايت براي اثبات راستي و صدق مشهود ، از باب تمسک به عام در شبهه مصداقيه همان عام بوده و مفيد فايده نيست . اگر شيطان در بيداري و هشياري ، مي تواند صورت يا عبارتي را به لسان و زبان جعّالان و وضّاعان ، به خدا و رسول او منتسب کند ، آيا در خواب و حالت مناميه از آن عاجز است ؟
حاصل آنکه تجربه هاي دروني کساني که از شهود عقلي و فوق آن محروم هستند ، در هيچ فرضي با موازين و معيارهاي دروني ، ارزش علمي پيدا نمي کند و از اين جهت نمي تواند به عنوان برهان بر خدا يا بر هر امر ديگري که به شهود در مي آيد ، مطرح شوند ، تنها در صورتي که شخص شاهدِ واصل از معرفت عقلي برخوردار باشد ، مي تواند با ميزان عقلي ، در مورد صحت و سقم آن تجربيات به طور مستقيم يا غير مستقيم داوري نمايد و مراد از داوري غير مستقيمِ عقل ، همان داوري است که به استعانت اقوال معصومان عليهم السلام ، پس از اثبات عقليِ توحيد و نبوت حاصل مي شود .
اما کسي که از معرفت عقلي بي بهره است ، تجربيات دروني او براي او شأنيت حکايت و مرآتيت نسبت به واقع را نيز پيدا نمي کند ، و اگر حکايتي براي چنين تجربيات باقي مانده باشد ، در رديف حکايتي است که هر يک از پديده هاي طبيعي مي تواند نسبت به علل و عوامل مختلف خود داشته باشد ؛ بر اين قياس ، حکايت اين مشاهدات از قبيل حکايت اضغاث احلام نسبت به نفسانيت و زمينه هاي پيشين افراد است ؛ به همين دليل ، اين گونه تجربيات ، موضوع مناسب براي روانکاواني است که در وصف و تبيين اضغاث احلام ، به تئوري سازي مشغول هستند .
البته براي تجربيات دروني اين اشخاص ، نحوه اي ديگر از حکايت نسبت به