تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٣ - علّت و سبب نظم
آيد ، حتماً بيرون آورنده ناظم ، مدبّر و هوشياري عهده دار استخراج آن ها بوده است ، نه تصادف » .
حال اگر اين مثال به خوبي بررسي شود ، معلوم خواهد شد ، صورت هاي ديگري که در آن مطرح است ، هر کدام داراي چنين احتمال ضعيفي است ، مثلاً اگر عدد سکه هاي دهگانه مزبور ، بخواهند با شماره معکوس ، يعني از ده تا يک خارج گردند ، يا طوري که زوج ها کنار هم و فردها رديف هم ، به نحوي که اول فردها ، آن گاه زوج ها يا به عکس ، يعني اول زوج ها نظير دو ، چهار ، شش ، هشت و ده خارج شود ، سپس فردها نظير يک ( اگر عدد باشد ) ، سه ، پنج ، هفت و نه بيرون آيد و يا به نحوي خارج گردند که هيچ نظمي در آن نباشد ؛ نه به ترتيب اصلي و نه به شماره معکوس ، نه زوج رديف هم و نه فردها کنار هم ، بلکه صورت مزبور بي نظم ترين فرض محتمل به حساب آيد ، در هر حال ، احتمال مربوط ، به هر ترتيبي که حاصل مي شود ، با احتمال ديگر ترتيب هايي که مي توانستند به وجود آيند - و نه با احتمال مربوط به جامع ذهني اي که براي تعدادي از آن ترتيب ها فقط در ذهن تصوير مي شود - يکسان است .
غرض آن است که هيچ مزيتي براي صورت اول نسبت به هر يک از صورت هاي ديگر نيست ، بنابر اين هر کدام از اين صورت ها خارج شود ، مساوي ديگري است و اگر اتفاقاً صورت اول بيرون آيد ، هرگز دليل بر وجود ناظم نيست ، همان طور که صورت اخير که بي نظم ترين وضع متصور است ، دليل بر وجود ناظم نخواهد بود . البته مقايسه با مثال هاي اعتباري و صناعي ، و رعايت ضوابط خاص آن ، هرگز اجازه باور رواني تصادف را نمي دهد ؛ ولي تا هنگامي که ضرورت مبدأ براي پيدايش ذرّات اولي جهان ثابت نشود و احتمال تصادف در اصل پيدايش آن ها منتفي نگردد ، چنين احتمالي براي نظم هم که وصف آن هاست ، ممکن است .