تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩١ - دلالت امکان فقري بر غناي ذاتي واجب
باطن آن فقر و احتياجي است که به غير اعتماد دارد ؛ بدين ترتيب آن چه در آن آشکار مي شود ، نظير نوري خواهد بود که در آينه پيداست .
شعاعي که در آينه پيدا مي شود ، بي آن که به تصوير تسلسل و ابطال آن نيازمند باشد ، نيّري را نشان مي دهد که در آن ظهور يافته است و اگر آينه ديگري واسطه ظهور نور در آن باشد ، آن آينه نيز که حقيقتي جز ارايه ندارد ، تنها نور همان نيّر را نشان مي دهد ؛ نه آن که از خود نوري داشته باشد و به آينه ديگر اعطا کند .
آيت و نشانه بودن ، به دو قسم اعتباري و حقيقي تقسيم مي شود . آيت اعتباري ، نظير نشانه بودن کلمات ، حروف و خطوط براي معاني يا نشانه بودن علايم راهنمايي و پرچم هاي اقوام و ملل گوناگون و آيت تکويني ، نظير نشانه بودن صور مرآتي نسبت به افراد و اشيايي که در برابر آينه قرار دارند . آيت تکويني نيز به سه قسم تقسيم مي شود :
يکم . آيت و نشانه محدود است ؛ مانند نشانه بودن دود بر آتش و چمن بر آب ، زيرا گر چه دلالت و حکايت اين گونه نشانه ها به قرار داد و اعتبار قوم و گروهي خاص قائم نيست ؛ ليکن همراه با تغيير و تحولي که در دود يا چمن پديد مي آيد ، نشانه بودن و حکايت آن ها نسبت به آتش و آب نيز دگرگون مي شود .
دوم . آيت تکويني دائمي است ؛ اين قسم در صورتي است که نشانه بودن به زمان و وقتي خاص منوط نبوده و نظير وصف زوجيت براي عدد چهار همواره با شيء همراه باشد .
سوم . آيت تکويني ذاتي است ؛ به اين معنا که آيت بودن وصف لازم نبوده ، بلکه عين ذات و حقيقت شيء باشد و تفاوت آن با قسم پيشين در اين است که اگر آيت و نشانه و نماد بودن وصف لازم باشد ، شيء در مقام ذات و در نفس حقيقت خود حکايت و نشانه غير نبوده و مستقل از آن است ؛ ليکن در قسم اخير براي شيء