تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٥ - اشکال دوم برهان اخلاقي کانت
اراده و مانند آن نمي تواند باشد ، زيرا از ديدگاه او ، مفاهيم عقلي وقتي با شهود حسي قرين نباشند ، هيچ نوع حکايتي نسبت به جهان خارج نداشته و هيچ معنايي در ارتباط با متن واقعيّت تحمّل نمي کنند ، بنابر اين ، استلزامي که به نظر او بين احکام عقل عملي با اذعان به خداوند و اراده انسان و مانند آن است ، تنها ارزش اخلاقي داشته و راهي به جهان واقع نمي گشايد .
دليل اخلاقي ، وجود خدا را به طريق معتبر عيني اثبات نمي کند و شکاک را در باب وجود خدا مجاب نمي نمايد ؛ فقط به او مي گويد که اگر بخواهد موافق با اخلاق بينديشد ، بايد فرض اين قضيه را تحت قواعد عقل عملي خود تصديق نمايد[١]؛ يعني اگر انسان به احکام اخلاقي که از آگاهي هاي پيشين عقل عملي هستند ، اذعان نمايد ، ناگزير به وجود اراده و اختيار انساني ، و نيز به وجود نفس و جاودانگي آن و وجود برترين خير اذعان مي کند ؛ ليکن اين اذعان از ديدگاه کانت ، تنها ارزش اخلاقي و عملي داشته و از جهت حکايت نسبت به واقع هيچ نوع ارزشي ندارد ، بنابراين برهان اخلاقي او ، وجود خداوند را به عنوان يک واقعيت في نفسه که مورد ادعاي دين الهي است و حرکت و عروج انسان را به سوي خود به دنبال مي آورد ، اثبات نمي نمايد .
اشکال دوم برهان اخلاقي کانت
اشکال دوم به استلزام احکام اخلاقي نسبت به قضاياي نظري ، نظير وجود خداوند يا جاودانگيِ نفس انساني نظر دارد .
احکام اخلاقي که به عقل عملي مربوط است ، از موضوعات و محمولات خاصي برخوردار هستند ؛ اين دسته از قضايا ، همان گونه که مورد اذعان کانت
[١] کانت ، ص ٢٥٧ .