تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦ - هستي نظم
او متصور نيست ، نظم داخلي به لحاظ ذهن هم براي او معقول نخواهد بود .
يادآوري : نظم داخلي گر چه به لحاظ علل قوام است ( ماده و صورت ، جنس و فصل ) ، نه به لحاظ علل وجود ؛ ليکن بر مبناي اصالت وجود و اعتباريّت ماهيت ، هر گونه حکمي که براي ماهيت ثابت مي شود ، نه تنها در ظرف وجود است ، بلکه با دقت برتر ، به وسيله وجود بوده و قضيّه به صورت وصف و شرط است ( وصفيه ، شرطيّه ) ، نه به عنوان حين و ظرف ( حينيّه ) .
قرآن کريم در موارد فراواني به نظام هاي سه گانه اشيا اشاره فرموده است ؛ ليکن در برخي آيات همه آن ها را يک جا مطرح نموده است ؛ نظير آيه ( ربنا الذي اعطى کلّ شيء خلقه ثمّ هدى )[١]که پروردگار به عنوان مبدأ نظام فاعليِ تمام اشياي ياد شده است و هر چيز اندام مناسب و جهاز هماهنگ داخلي خود را خواهد داشت که همان نظام داخلي آن محسوب مي گردد و براي هر چيزي ، مقصد و مقصودي است که خداوند با تجهيز هر چيزي به ابزار و جهاز مناسب ، او را به هدف خاص خود هدايت و حمايت مي نمايد .
اکنون که مفهوم نظم و اقساط سه گانه آن بازگو شد ، لازم است اشاره شود ، آن چه در برهان نظم محور بحث است ، همان نظم داخلي و غايي است . هر کدام از اين دو مي توانند ، مدار استدلال قرار گيرند و اگر نظم داخلي به عنوان مقدمه برهان آورده شود و نظم غايي به عنوان محور اصلي و حد اوسط آن واقع شود ، مجموع نظم داخلي و غايي ، در برهان نظم مطرح خواهد شد .
هستي نظم
اما اين که آيا نظم تکويني وجود دارد ، لازم است توجه شود که مدار نظم تکويني ،
[١] سوره طه ، آيه ٥٠ .