تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٠ - نفس و آگاهي حضوري به آن
استدلال بوعلي رحمه الله نشان مي دهد که انسان هرگز نمي تواند خود را از طريق استدلال و به وساطت انديشه و مانند آن بشناسد ، بلکه خود را قبل از هر اثر مي شناسد و اين استدلال در اوّلين مرتبه ، نظري بودن ، بلکه بديهي بودن معرفت انسان نسبت به نفس خود را نفي نموده ، با تأملي بيشتر ، مي تواند حصولي بودن آن را نيز مورد خدشه قرار دهد ، زيرا معرفت حصولي ، اعم از اينکه اوّلي ، بديهي يا نظري باشد ، به وسيله انديشه حاصل مي شود و اگر انديشه اثر و کار انسان باشد ، انسان به مفاد برهان ياد شده ، بايد خود را قبل از اثر و از جمله قبل از انديشه حصولي و مفاهيمي که توسط نفس انساني ساخته مي شوند بشناسد ، و چون هر کس خود را مي شناسد ، پس هر کس از معرفتي که سابق بر دانش حصولي و مقدّم بر آن است ، يعني از معرفت حضوري و شهودي برخوردار بوده و با همان معرفت به خود آگاه مي گردد .
دانش حضوري نفس نسبت به خود ، شهودي بديهي و اوّلي است و مفاهيمي که از اين دانش پديد آمده و به آن اشارت دارند ، نظير مفهوم « من » ، در سطح مفاهيم بديهي بوده و اوّلي محسوب مي شوند .
در افق دانش حصولي مفهوم « من » ، نظير مفهوم « هستي » و « واقعيت » يا مفهوم « علم » و « ادراک » و همچنين تصديق به واقعيت خود ، نظير تصديق به اصل هستي يا اصل ادراک ، بديهي و اوّلي است ؛ البته تصديقهاي جزمي نخستين از اين قبيل ، به دليل همنشيني با مبدأ عدم تناقض که آن نيز از شهود هستي و واقعيت مطلق تأمين مي شود ، از ضرورت صدق برخوردار بوده ، راه ترديد و شک در آنها منسد است .
شيخ اشراق رحمه الله با صرف نظر از آنچه در تتميم گفتار شيخ الرئيس رحمه الله براي تبيين حضوري بودن ادراک واقعيت و هستي نفس انسان ذکر شد ، در کتاب المطارحات ، دو برهان بر استحاله حصولي بودن معرفت نفس و ضروري حضوري بودن آن اقامه