تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٤ - سببيت وسايط و فاعليت واجب
إلاّ هو سادسهم و لا أدنى من ذلک و لا أکثر إلاّ هو معهم أينما کانوا ) .[١]
اگر فاعليت و ايجاد موجود غني و بي نياز که ضروري الوجود است ، به ايجاد اوّلين ممکن منحصر بوده و از آن پس اوّلين ممکن عهده دار ايجاد و آفرينش دومين مخلوق و مصنوع و بر همين قياس ، سلسله ممکنات بدون آنکه زمان ميان آنها واسطه باشد ، در طول يک ديگر قرار گيرند ، لازم مي آيد که واجب ، وجود و ايجاد را به ذات ممکن اعطا کند و موجود ممکن پس از دريافت فيض ، از حالت استوا خارج شده و امکان ذاتي خود را از دست بدهد . همچنين لازم مي آيد که مبدأ غني در آغاز سلسله در رديف ديگر اشيا قرار گرفته و فيض او نيز در طول فيضي که از مخلوق و مصنوع نخست و ديگر ممکنات نازل مي شود ، واقع شود و بدين ترتيب ذات و فيض او محدود به همان سر سلسله خواهد بود ، حال آنکه هر دو لازم ياد شده باطل است ، زيرا همان گونه که بيان شد ، امکان ماهوي وصفي است که بر خلاف امکان استعدادي و نظاير آن ، هرگز از ماهيت ممکن جدا نمي شود و علاوه بر اين ، صمديت و نامتناهي بودن ذات واجب و نيز نامحدود بودن فيض الهي حقيقتي است که در بحث از اوصاف واجب الوجود اثبات مي شود و غير متناهي هرگز به حلقه آغازين سلسله مفروض محدود نخواهد بود .
توضيح فوق مبيّن اين حقيقت است که انتساب عليت و اسباب و وسايطي که بين فاعل نخست و فعل قرار دارند ، براي سهولت در تعليم و تعلّم است ، و گرنه وسايط ياد شده ، نظير آينه هايي هستند که تنها جريان فيض و فرمان واحد الهي را نشان مي دهند و هيچ يک از آنها به لحاظ ذات خود ، نقشي در ايجاد نداشته و در نتيجه هيچ يک فاعل حقيقي نيستند ؛ به بيان ديگر ، استناد فاعليّت به وسايط - نظير استناد اصل وجود و هستي به ممکنات - به لحاظ مصاحبت فيض الهي با آنهاست ؛
[١] سوره مجادله ، آيه ٧ .