تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٥ - ششم برهان آنسلم
او قابل تصور نيست ، زيرا در اين حال ، بعد از تبدل تصور به تصديق و تحول مفرد به قضيه ، ضرورت آن حتماً ازلي خواهد بود ، نه ذاتي که محدود به دوام ذات است .
مطلب ديگر آن که ضرورت ذاتي محمول براي موضوع ، پس از فراغ از وجود موضوع قضيه است ؛ ليکن ضرورت محمول براي آن موضوع ، محدود به وجود اوست و در غير حال وجود ، محمول ياد شده براي موضوع مزبور ثابت نيست ، پس اصل وجود موضوع مفروغ عنه است ؛ ولي محدود است ، مطلق نمي باشد ؛ و گرنه ضرورت ازلي در عين مفروض بودن وجود موضوع در خارج ، وجود آن موضوع نامحدود است ، بنابر اين ، امتياز دو قضيه ، در محدود و نامحدود بودن وجود موضوع است ؛ نه آن که قضيه موجّه به ضرورت ازلي از وجود موضوع حکايت مي کند و قضيه موجه به ضرورت ذاتي از وجود موضوع حکايت نمي کند ، زيرا هر کدام از ضرورت ذاتي و ازلي از دو چيز حکايت مي کنند ، ضرورت ذاتي از وجود موضوع و از محدود بودن آن حاکي است و ضرورت ازلي نيز از اصل وجود موضوع و نامحدود بودن وجود آن حکايت مي نمايد .
اما قضايايي از قبيل « هر انساني بالضرورة حيوان ناطق است » ، به حمل اوّلي ذاتي بر مي گردد ، نه حمل شايع صناعي و چنان قضيه اي با قطع به وجود خارجي موضوع آن ، باز هم خود قضيه مزبور ، از وجود آن حکايت نمي کند .
نکته پاياني آن که گرچه معروف بين صاحب نظران منطق اين است که قضيه ضروري ذاتي مقيد به مادام الذات است و قضيه ضروري ازلي مقيد نيست ؛ ليکن از جناب ابن سينا رحمه الله چنين بر مي آيد که هر دو قضيه مقيّد به مادام الذات اند ؛ ولي تفاوت آن ها در مقدار دوام ذات است که در ضرورت ذاتي دوام محدود و متناهي است و در ضرورت ازلي دوام نامحدود و غير متناهي است .[١]
[١] النجاة ، ص ٣٥ .