تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٢ - معجزه به عنوان يک دليل عقلي
جهان هستي گواهي دهد .
خداوند سبحان که خلق و هدايت همه موجودات ، از جمله انسان ها را بر عهده دارد ، به دليل اين که در معرض ديد مردم قرار نمي گيرد ، هدايت او به مباشرت با آنان انجام نمي شود ، بلکه به وساطت برگزيدگاني انجام مي شود که شايستگي گفت و گو و ديدار الهي را با ديده دل و زبان معصوم خود دارا هستند و رسولان او با آيت و نشانه اي که به رسالت آن ها ، يعني به پيوند و ارتباط آن ها با مبدأ آفرينش گواهي دهد ، ظاهر مي شوند : ( و ارسلناک للنّاس رسولاً و کفى بالله شهيداً )[١]؛ يعني اي رسول ! ما تو را به پيامبري براي مردم فرستاديم و گواهي خداوند بر رسالت تو کفايت مي کند ؛ گواهي خداوند به رسالت پيامبر اين استکه آيت غيبي و خارق عادت خود را در دست او ظاهر کند .
معجزه به دليل اين که نشانه قدرت الهي است ، شکست ناپذير است و رمز تحدّي صاحب اعجاز نيز همين است . اگر خارق عادتي با تحدّي همراه باشد ، چندان که زمينه گمراهي خلقي را فراهم آورد ، خداوند قادر که حکيم و هادي است ، بدون شک آن خارق را بر خلاف آن چه بر آن تحدّي شده ، به گونه اي مبدّل مي نمايد که نتيجه اي جز خواري و اهانت متنبّي و داعيه پرداز دروغين به بار نياورد .
معجزه به عنوان يک دليل عقلي
معجزه دليلي عقلي بر نبوت خاصه پيامبران است و بهره وري کامل از آن ، تنها براي صاحبان خرد و انديشه ممکن است و کساني که تنها به ديده حسي بر معجزه بنگرند و از تأمل عقلي که با استفاده از مباني مذکور حاصل مي شود ، محروم بمانند ؛ هر چند که به ديده اعجاب و شگفتي بر معجزه بنگرند و به آن بگروند ، على رغم
[١] سوره نساء ، آيه ٧٩ .