تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩٤ - امتيازهاي برهان امکان فقري
وابستگي او افزوده شده ؛ چندان که فقير در هيچ حالي ، شأنيت بهره وري از غنا را که از اوصاف مختص به واجب است ، پيدا نمي کند .
توضيح آنکه خداوند غنيّ است و ماسواي او محتاج هستند و نسبت اين دو با هم نسبت عدم و ملکه نيست ، زيرا هيچ موجود امکاني از لحاظ شخص ، صنف ، نوع يا جنس ، قابل وجود واجب و غنيّ محض نيست و تحقق طرف مقابل براي موجود امکاني محال است ، بنابراين تقابل اين دو با هم تقابل سلب و ايجاب است ، نه عدم و ملکه .
نفوذ و گسترش فقر به جميع ابعاد وجود ممکن موجب مي شود تا ارايه و حکايتي که ممکن نسبت به ذات غني و مستقل دارد و همچنين آگاهي و معرفتي که انسان و ديگر موجودات به او پيدا مي کند ، از شئون و ظهورات همان ذات شمرده شود و اين معنا مفاد همان عبارت بلند است که « دلّ على ذاته بذاته »[١]؛ يعني او همان کسي است که به ذات خود بر ذات خود دلالت و راهنمايي مي نمايد .
امتيازهاي برهان امکان فقري
برهان امکان فقري به شرحي که گذشت ، ضمن مبرّا بودن از کاستيهاي براهين پيشين ، از نتايج و آثار بيشتري برخوردار است ، زيرا برهان حدوث و حرکت ، حتى در فرضي که با حرکت جوهري تتميم شوند ، فقط در حوزه موجودات مادّي جريان داشته و تنها به مبدئي غير مادّي براي موجودات مادّي دلالت مي نمايند و برهان نظم نيز به شرحي که از اين پس خواهد آمد ، بر فرض تمام بودن آن ، گرچه به موجود مادّي و متحرک اختصاص نداشته و موجودات مجرد را نيز شامل مي شود ؛ ليکن در مورد مجموعه اي که از ساختار و غايت واحد برخوردارند ، اقامه مي شود ؛ حال آنکه
[١] بحار الانوار ، ج ٨٤ ، ص ٣٣٩ .