تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٩ - نقد هاي سه گانه « کانت » بر برهان آنسلم
مثلث انکار شود ، از نفي و سلب محمول نيز محذوري لازم نمي آيد ، بلکه محمول در اين فرض ناگزير مسلوب است و چنين قضيه سلبي ، سالبه به انتفاي موضوع است .
اما امر متصوري که وجود و تحقق ، جزء يا عين مفهوم آن است ، بر خلاف مثلث و ديگر مفاهيم ماهوي ، معنايي است که چون ذاتي آن بر آن حمل شود ، انکار وجود و تحقق موضوع آن تناقض آميز است ، به همين دليل ، راهي براي تشکيل قضيه سالبه به انتفاي موضوع نيز براي آن باقي نمي ماند .
وجود و واقعيت ، تنها در صورتي - بدون آن که تناقضي لازم آيد - از موضوع قضيه مزبور سلب مي شود که بين مفهوم وجود و واقعيت به حمل اوّلي با مصداق وجود و واقعيت به حمل شايع فرق گذارده شود و تا زماني که اين فرق گذارده نشده باشد ، استدلال آنسلم به قوت خود باقي است ، زيرا در صورت فرق مزبور ، وجود و واقعيت به حمل شايع را از موضوعي که وجود به حمل اوّلي در آن مأخوذ است ، مي توان سلب کرد ؛ اعم از اين که اين سلب به انتفاي محمول يا به انتفاي موضوع باشد ، چنان که به هيچ نحو نمي توان وجود به حمل اوّلي را از موضوعي که مفهوم وجود در آن مأخوذ است ، سلب نمود .
پس تا زماني که فرق ميان دو نوع از حمل مشخص نشود ، استدلال آنسلم به قوّت خود باقي است و چون به امتياز آن دو توجه شود ، مغالطه او که از ناحيه خلط مفهوم با مصداق است ، آشکار خواهد شد .
برخي نقد دوم کانت را از طريق تفکيک بين ضرورت ذاتي منطقي و ازلي ناتمام دانسته اند ، زيرا واجب داراي ضرورت ازلي است و سلب او به هيچ وجه در هيچ حالي ممکن نيست ، بر خلاف موجود ديگر که ضرورت آن ازلي نبوده ، بلکه ذاتي منطقي و مقيد به قيد دوام ذات است ، از اين رو سلب آن در برخي احوال جايز