تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١ - علّت و سبب نظم
آنچه معلوم حضوري هر انساني نسبت به جهاز طبيعي ، مثالي و عقلي اوست ، هماهنگي کامل در نظام داخلي و غايي اوست ، چه اينکه پيشرفت هاي علوم تجربي عهده دار اثبات نظم داخلي و نيز نظام غايي بسياري از موجود هاي طبيعي است .
بنابراين اصل نظم در موجود هاي طبيعي في الجمله قطعي است . اما نتيجه قياس نظم در گرو رسيدگي دقيق کبراي آن است ؛ ليکن به طور اجمال مي توان گفت : اولاً احتمال پيدايش ذرّات و عناصر اوّلي به نحو تصادف همچنان مطرح است ، چون نظم مشهود در اوصاف ذرّات هستي است ، نه در گوهر وجود آن ها .
ثانياً احتمال تصادف در متن نظم ، هم بعيد نيست ، چنان که در مقام تحليل کبرا بازگو مي شود .
ثالثاً اثبات نامحدود بودن مبدأ هستي و صفات ذاتي وي به برهان نظم دشوار است ، چون ممکن است مبدأ آفرينش جهان مادّي وجود مجرد محدودي باشد که منشأ اين همه نظم شده است .
علّت و سبب نظم
اکنون نوبت کبراي قياس نظم فرا مي رسد که با کدام علت فاعلي نظم وجود دارد . بحث پيرامون علت فاعلي نظم همان بيان لميّت آن است ، اگر براي نظم مبدأ فاعلي نباشد ، بلکه در اثر تصادف پديد آمده باشد ، کبراي قياس مزبور صادق نيست ، زيرا خواه تمام نظم ها بدون ناظم پديد آيند ، يا برخي در اثر تصادف و بعضي به وسيله ناظم يافت شود ، در هر دو صورت ، کبراي قياس ناتمام است و سرّ ناتمام بودن آن اين است که کبراي قياس يا اصلاً صادق نيست يا براي آنکه صدق او کلي نيست ، در حالي که کبراي شکل اول حتماً بايد کلي باشد .
براي اثبات کليّت کبرا و اينکه هر نظمي ناظم دارد ، بايد از يقين منطقي