تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣٣ - نهج البلاغه فرا روي تاريخ انديشه اسلامي
در عبارات فوق از دلالت حدوث خلق بر قدم خداوند يا از دلالت حدوث خلق بر وجود خداوند و همچنين از شهادت حدوث اشيا بر ازليت او يا گواهي عجز آن ها و نياز موجودات بر قدرت خداوند ، سخن به ميان مي آيد . اين دلالت ها با اصطلاحات و تعابير خود ، به متون کلامي و فلسفي متفکران اسلامي جهت بخشيده و به آن ها راه مي نماياند . در ادامه همين خطبه به برهان رسمي علت و معلول ، فعل و فاعل ، امکان و وجوب و اتقان صنع تصريح مي شود .
امام عليه السلام پس از ارايه بسياري شواهد مي فرمايد : « فالويل لمن أنکر المقدّر و جَحَدَ المدبّر ، زعموا أنّهم کالنّبات ما لهم زارع و لا لاختلاف صورهم صانع و لم يلجئوا إلي حجّةٍ فيما ادّعوا و لا تحقيق لما اَوعَوا و هل يکون بناءٌ من غير بان أو جناية غير جانٍ » ؛ واي بر آن کس که مقدّر و مدبر آن چه را که شرح آن رفت ، انکار کرده و بر آن جحد نمايد ؛ آيا مي پندارند که آن ها چون گياه خودرويي هستند که زارعي ندارند و اختلاف صور آن ها صانعي نيست .
آن ها نسبت به آن چه ادعا مي کنند ، حجّت و برهاني ندارند و در آن چه باور نموده اند ، فاقد تحقيق و يقين است ؛ آيا بنايي بدون بنّا و باني و گناهي بدون فاعلي که آن را انجام داده باشد ، محقّق مي شود .
استدلال امام علي عليه السلام در اين قسمت به اختلاف صور و اثبات صانعي که به عنوان فاعل مصوّر آن هاست ، از طريق استناد به عليّت و نياز فعل به فاعل ، علت فاعلي اشيا را اثبات مي کند .
در همين خطبه از تجلي اي که خداوند در متن انديشه ها براي افکار نموده و از قصوري که انديشه ها از ادراک کنه ذات او دارند و از ادراکي که انديشه انساني نسبت به قصور خود دارد ، سخن به ميان مي آيد .
در خطبه ١٨٦ آمده است : « کلّ معروف بنفسه مصنوع و کل قائم في سواه