تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٧ - نقد هاي سه گانه « کانت » بر برهان آنسلم
ربط و فقر ، و تبيين آن در قالب شئون مبدأ يا با تدقيق در عليت مبدأ و ادراک اطلاق و سعه آن به انجام رسد ، چنان که صدر المتألهين در مباحث عليّت ، پس از طي اين مراتب ، از اکمال و اتمام فلسفه که به معناي الحاق و ارجاع آن به عرفان است ، خبر داده و خداوند سبحان را بر ميمنت و مبارکي اين تحوّل عميق فکري سپاس مي گزارد .[١]
برهان اهل معرفت ، از طريق ضرورتي که هستي به حمل اوّلي ذاتي براي مفهوم هستي مطلق دارد ، نمي تواند ضرورت مصداق آن را که وحدت شخصي وجود است ، اثبات نمايد ، زيرا هستي مي تواند يک مفهوم اعتباري فاقد مصداق بوده يا آنکه مصداق آن واقعيات متعدد محدودي باشد که به تباين يا تشکيک ، در عرض يا در طول يک ديگر قرار دارند . به همين ترتيب ، در برهان آنسلم نيز از طريق ضرورتي که هستي به حمل اوّلي براي برترين کمالي که تصور مي شود دارد ، نمي توان به تحقق مصداق براي آن راه برد .
نقد هاي سه گانه « کانت » بر برهان آنسلم
اشکالات ديگري نيز از ناحيه انديشمندان غربي و متفکرين مسلمان بر برهان آنسلم وارد شده است ؛ ليکن اين اشکالات خالي از نقد نيست .
کانت در کتاب سنجش خرد ناب ، براي برهان وجود شناختي آنسلم سه نقد مطرح مي کند :
يکم . نقد نخست وي درباره « تصوير پذير نبودن خداوند » و « هستي مطلقاً ضروري » است ؛ ليکن اين نقد که قبل از او در کلام توماس آکوئيناس نيز آمده نا تمام است ، زيرا على رغم آنکه مصداق واجب در نهايت خفاست ، مفاهيم مربوط به آن
[١] ر . ک : الحکمة المتعالية ، ج ٢ ، ص ٢٩١ - ٢٩٢ .