تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٥ - مبدأ عدم تناقض ، قضيه اولي
تمثيل و استقرا هيچ يک ترکيبي و يا تأليفي نيستند که به نتيجه اي ضروري و به يقيني علمي راهبري نمايند . اين دو نوع از استدلال ، تنها در صورتي به نتيجه اي يقيني راه مي برند که با استفاده از برخي مقدمات ، در قالب صورت سوم استدلال ، يعني قياس سازمان يابند ؛ يعني تمثيل و استقراهايي که نتيجه يقيني مي دهند ، از يک قياس ذهني بهره مي برند .
قياس نيز به دو صورت اقتراني و استثنايي است که قياس هاي استثنايي به قياس اقتراني قابل تحويل مي باشند . قياس هاي اقتراني داراي چهار شکل هستند که شکل اول آن ها بديهي الانتاج بوده و ديگر شکل هاي سه گانه ، به شکل اول قابل تحويل هستند .
شکل اول صورتي از استدلال است که در سلسله صور اولي است و اِخبار از منتج بودن آن ، به شرحي که از اين پس خواهد آمد ، گزارشي است درباره شکل اول و خود اين گزارش ، قضيه اي بديهي است و اگر اين قضيه اوّلي نباشد ، در سلسله مواد به قضيه اي اولي ختم خواهد شد .
مبدأ عدم تناقض ، قضيه اولي
مواد بديهي که در مقدمات قياسات براي تبيين نتايج نظري به کار مي روند ، در صورتي که اوّلي نباشند ، به قضيّه اوّلي ختم مي شوند و قضيه اولي اي که همه قضاياي نظري و بديهي در نهايت به آن ختم مي شوند ، امتناع اجتماع نقيضين است .
بداهت و اوّلي بودن ، گاه به قضايا و گاه به مفاهيم و تصورات مربوط است و قضيه اي که تصديق به آن اوّلي است ، مفاهيم مأخوذ در آن گاه اوّلي يا بديهي يا نظري هستند ، چنان که از مفاهيم بديهي يا اولي قضايايي بديهي يا اوّلي ، يا قضاياي نظري تشکيل مي شوند .