تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤ - علّت و سبب نظم
اگر ذرات بي شعور ماده جهان که مبثوت و پراکنده اند ، به هر صورتي در آيند و از احتمالي مساوي با صورت ديگر برخوردار باشند ، هرگز احتمال يکي از آن ها قوي و احتمال ديگري ضعيف نخواهند بود . بنابر اين احتمال تصادف و پديد آمدن وضع مناسب و هماهنگ در اثر برخورد ذرات سيّال فاقد شعور ، هرگز مستلزم جمع دو نقيض نيست .
البته امتناع اصل تصادف و ضرورت نيازمندي ممکن به واجب و مانند آن بر برهان قاطعي استوار است که در موطن خاص خويش مطرح شده است ، چنان که براي اثبات واجب و صفات ذاتي نامحدود وي ، مانند علم ، قدرت ، حيات و مانند آن ، نيازي به برهان نظم مادي و طبيعي نيست . نظم رياضي ، قواعد مجرد آن و نظم عقلي افکار انديشه ها نيز که در اذهان حکيمان و متکلمان ، همچنين در قلوب عارفان مطرح است ، دليل مُتقَن بر وجود مجرد تام عقلي است ؛ ليکن همان طور که در طليعه برهان نظم اشاره شد ، مدار اصلي برهان نظم معهود ، همانا نظم طبيعي امور مادي است که سرگذشت آن بيان شد .
مطلب پاياني بحث نظم آن است که قانون عليت و معلوليت ، جزء علوم متعارفه محسوب مي گردد ، به طوري که نه اثبات آن ممکن است و نه انکار آن ، چون هر گونه استدلالي در گرو قبول عليت مقدمات براي نتيجه است و در اين جهت فرقي بين مباني مختلف در تبيين ارتباط مقدمات قياس با نتيجه آن نيست . ارتباط مزبور بر مباني مختلف ، به نحو اِعداد يا فاعليت و مانند آن است ، چون اصل عليت قطعي است ( خواه مبدأ فعلي پيدايش نتيجه مقدمات استدلال باشد يا آن که مبدأ غيبي بوده و مقدمات تأثير اعدادي داشته باشند ) .
به هر تقدير ، هيچ استدلالي در هيچ علمي بدون پذيرش اصل عليت نخواهد بود و بر اساس اصل عليت ، احتمال تصادف در اصل پيدايش ذرّات پراکنده جهان