تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٥ - برهان صديقين در بيان علامه طباطبايي رحمه الله
ناظر به ذات الهي بوده و متوجه صفات و افعال او نيست .
تصوري که انسان از ذات الهي دارد ، اين است که خداوند سبحان واقعيتي است که داراي ضرورت ازليه است . ضرورت ازليه غير از ضرورت ذاتيه ، وصفيه ، شرطيه و مانند آن هاست ، زيرا در ضرورت وصفيه و شرطيه ، ثبوت ضروري محمول براي موضوع ، به شرط يا وصفي خاص مقيد است و در ضرورت ذاتيه ، حکم به ثبوت محمول براي موضوع مقيد به دوام ذات موضوع است ؛ يعني مادام که موضوع باقي باشد ، محمول نيز براي آن ثابت است .
ضرورت ازليه در موردي است که ثبوت محمول براي موضوع به هيچ قيد ، شرط ، وصف و حتى به دوام ذات موضوع مقيد نباشد ؛ در نتيجه حکم همواره و در همه حال براي موضوع ثابت است .
ضرورت ازليه داشتن خداوند نيز به اين معناست که واقعيت داشتن براي او به هيچ شرط و قيدي مشروط نبوده و ذات او در همه حال واقعيت دارد و اين همان است که گفته مي شود : مفهوم واقعيت از ذات خداوند به نحو حيثيت اطلاقي انتزاع مي شود ، نه به طور حيثيت تقييدي يا تعليلي ، پس در اين تصور از خداوند ، واقعيت براي او منوط به شرط ، زمان و قيد خاصي نيست ؛ يعني واقعيت او داراي ضرورت ازلي است .
برهان صديقين در حقيقت عهده دار اثبات واقعيتي نيست که مجهول نظري بوده و با برهان معلوم شده باشد ، بلکه اوّلي بودن علم و آگاهي به آن را اثبات مي کند ، زيرا اگر برهان بر واقعيتي که داراي ضرورت ازلي است ، اقامه شود ، چون هر برهان مبتني بر دو مقدمه اي است که به نتيجه منجر مي شوند و مقدمه بر نتيجه مقدم است ؛ نتيجه قياس که تحقق ذات الهي است ، متأخر از دو قضيه و مبدأ تصديقي خواهد بود و به عنوان اولين مسئله فلسفي قابل طرح نيست ، مگر آنکه آن