تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩١ - امتياز برهان فطرت و براهين اخلاقي
امتياز برهان فطرت و براهين اخلاقي
در برهان فطرت ، از استلزام ميان احکام و قوانين عقل عملي نسبت به قضاياي عقل نظري استفاده نمي شود . همچنين در اين برهان ، تحليل نظري احکام اخلاقي مورد نظر نيست ؛ يعني برهان فطرت به دنبال آن نيست که از يکساني برخي احکام اخلاقي در فرهنگ هاي مختلف يا از نياز احکام به قانونگذار و مانند آن استفاده کند ؛ به همين دليل ، برهان فطرت با هر دو تقريري که نسبت به برهان اخلاقي شد ، تفاوت دارد .
برهان فطرت ، بُعد عملي - و نه علمي - وجود انسان را در مرکز تحليل خود قرار مي دهد ، زيرا انسان داراي دو بعد علمي و عملي است ؛ بعد علمي وي شامل آگاهي هاي انسان است و آگاهي و علم انسان ، چون مورد تحليل قرار گيرد ، برخي نتايج هستي شناسانه را به دنبال مي آورد ؛ مانند اينکه چون تجرد علم و آگاهي اثبات شود ، جهان غير مادّي نيز اثبات مي شود .
آگاهي و علم به لحاظ موضوع خود ، به دو بخش نظري و عملي تقسيم مي شود . احکام علوم نظري را احکام عقل نظري و احکام علوم عملي را احکام عقل عملي نيز مي نامند ؛ گر چه سزاوار آن است که احکام علوم نظري را جزء حکمت نظري و احکام اعمال را جزء حکمت عملي بخوانيم ؛ در اين صورت عقل نظري هر دو قسم را ادراک مي کند و عقل عملي که بر بعد عملي انسان اطلاق خواهد شد ،