تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٧ - داعيه مخالفت مقتضيات شرعي با براهين فلسفي
داعيه مخالفت مقتضيات شرعي با براهين فلسفي
پس از نا اميدي از شيوه هاي عقلي در تبيين حقايق فوق طبيعي و اصول ديني ، يا پس از بي فايده يا زايد دانستن آن ها ، بيان ديگري نيز براي نفي ربط و پيوند دانش مفهومي با دين و ايمان اظهار مي شود ؛ به اين صورت که در اديان به طور عام و در متون ديني اديان ابراهيمي و توحيدي ، يعني يهوديت ، مسيحيت و اسلام به طور خاص ، براي اثبات وجود خداوند دليلي از نوع براهين فلسفي و منطقي بر وجود خداوند اقامه نشده است و بسياري از متکلمان و فيلسوفان از برهان آوردن درباره وجود خداوند پرهيز کرده ، يا آن که برهان آوردن را بي فايده و بي ثمر مي دانند ؛ مانند بعضي متکلمان معاصر _ پل تيليخ - که نه تنها اقامه برهان بر وجود خداوند را خلاف اقتضاي شرع ، بلکه الحاد آميز مي داند .[١]
در تعابير قرآني وجه الهي از در و ديوار وجود هويداست : ( فأينما تولوا فثم وجه الله )[٢]، و وجود خداوند به مفاد ( اَفي الله شکٌ )[٣]، مسلّم و شک ناپذير دانسته شده است يا در آيه ( أولم يکف بربّک أنّه علي کلّ شيءٍ شهيد )[٤]، وجود او از ديگر وجودات واضح تر و مقدّم تر معرّفي شده و به قول ابن سينا رحمه الله و ديگر حکماي اسلامي ، اين بيان به برهان صديقين که نوعي برهان وجودي است ، شبيه است .
آري ! اگر وجود خداوند را که چون عنقا در قله قاف و در پرده غيبي و غيب الغيوب پنهان است ، نتوان به شيوه منطقي - فلسفي و به برهان اثبات نمود ، شگفت نيست .
[١] ر . ک : فلسفه دين ، ص ٣١ .
[٢] سوره بقره ، آيه ١١٥ .
[٣] سوره ابراهيم ، آيه ١٠ .
[٤] سوره فصّلت ، آيه ٥٣ .