تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٤ - نقد برهان عليّت
وجود آيد و چون تسلسل در علل محال است ، پس سلسله حوادث به موجودي ختم مي شود که حادث نبوده و قديم است .
عنصر محوري برهان حدوث اين است که سببيت حدوث براي معلوليت و احتياج به علت سببيتي تام است ؛ يعني برهان حدوث ، تنها ناظر به اين نيست که هر چه حادث است و آغاز دارد ، معلول است ، زيرا اين مسئله مورد وفاق همگان است . برهان حدوث که در آثار متکلمان اسلامي آمده است ، بر اين ادّعا مبتني است که هر چه معلول است ، حادث است و هيچ معلولي نمي تواند حادث نباشد .
نقد برهان عليّت
برخي متکلمان غربي ، نظير توماس آکوئيناس در کتاب خلاصة الکلام ، در رديف براهيني که براي اثبات وجود خداوند ذکر مي کند ، برهان مستقلي را با استفاده از علّيت و استحاله تسلسل علل ترتيب داده اند[١]، حال آنکه - چنان که گذشت - اصل عليت در تمامي براهيني که براي اثبات وجود خداوند اقامه مي شود ، مأخوذ است و هيچ برهاني بدون بهره وري از اين اصل به انجام نمي رسد ، چنان که با ترديد در علت ، راه قياس و استدلال و ضرورت وصول به نتيجه از طريق مقدمتين نيز مسدود ، و طريق انديشه و تفکر متروک مي گردد .
پس علّيت با صرف نظر از اموري نظير امکان ، حدوث يا حرکت که زمينه استفاده از آن را براي تشکيل برهان فراهم مي آورد ، يک برهان مستقل فلسفي نيست ، و در اين موارد نيز به لحاظ بطلان دور و تسلسل مورد استناد قرار مي گيرد ؛ يعني
[١] ر . ک : براهين اثبات وجود خدا در فلسفه غرب ، ص ٥٤ .