تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤١ - برهان نظم بر مدار هماهنگي در عناصر مختلف
تماميت ، به غايت بالذات که همان فاعل نخست است ، راه نمي برد و فقط مبدأ و علّتي را اثبات مي کند که عهده دار هماهنگي معيّن بوده و نسبت به آن آگاه است ؛ چنين فاعلي مي تواند يک امر ممکن ، حادث يا متحرک باشد ، حتى اگر نظم عمومي مجموع هستي مدار استدلال قرار گيرد ، ناظم آن مي تواند يک موجود مجرّد عالم و قدير که خارج از مجموع هماهنگ است باشد و در عين حال واجب نباشد ، آنگاه براي تتميم برهان نظم و اثبات واجب ، بايد از برهان امکان استفاده کرد .
حکماي مشاء از مشاهده افعال متکثر و هماهنگي که در گياهان و حيوانات وجود داشته و مستند به اجزا و عناصر مادّي خاص درون گياه يا حيوان مستند نيست ، نفس نباتي و حيواني را اثبات مي نمايند و شيخ اشراق از هماهنگي عالمانه و مدبرانه ميان عناصر ، به اثبات ارباب انواع براي آنها مي پردازد .[١]
اگر هدف و غرض مترتب بر رفتارهاي مختلف ، امري است که آگاهي بر چگونگي تأمين و تحصيل آن رشته هاي علوم مختلف تجربي را پديد مي آورد ، پس علم و آگاهي در متن رفتارهايي که براي وصول به آن انجام مي گيرد ، حضور دارد ؛ بدين ترتيب ، صفت علم براي مبدأ يا مبادي خاصي که پيدايش اشياي هماهنگ و هدفمند به آنها استناد دارد ، اثبات مي گردد .
برهان نظم ، به هر صورت که اقامه شود و هر نتيجه اي که بدهد ، بر دو مقدمه متکي است :
مقدّمه اوّل ، مطلبي تجربي است که همان وجود افعال هماهنگ در عالم طبيعت است ، اعم از اينکه نظم به بخشي از آن يا کل آن مربوط باشد .
چگونگي راهيابي تجربه به نظم ، و هماهنگي و غايت موجود در متن آن ، مسئله اي است که در جاي خود بايد درباره آن بحث شود .
[١] ر . ک : مجموعه مصنّفات شيخ اشراق ، ج ١ ، ص ٤٥٥ ؛ الحکمة المتعالية ، ج ٢ ، ص ٥٣ .