تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤٣ - برهان نظم بر مدار هماهنگي در عناصر مختلف
نظم به کمک يکي از براهين ياد شده ، مبدأ ناظم را اثبات مي نمايد ، چون فعلي که از ناظم صادر مي شود ، ( نظم ) عالمانه بوده و با علم قرين است ، وصف علم نيز براي ناظم اثبات مي گردد .
بنابراين ، برهان نظم به دليل محدوديتي که از ناحيه کبراي قياس بر آن تحميل مي شود ، اوّلاً نظير برهان حدوث و حرکت ناقص بوده و توان اثبات ذات واجب را ندارد و ثانياً ، براي اثبات وصفي از اوصاف واجب ، نظير ناظم و مدبر يا عالم بودن ، ناگزير به يکي از براهين ديگر ، نظير برهان امکان و وجوب اعتماد مي نمايد .
ثمر دادن برهان نظم در محدوده فوق مبتني بر آن است که بر صغراي قياس اشکالي وارد نشود ؛ يعني وجود نظم ، به عنوان هماهنگي اجزا و عناصر بخشي از اجزاي عالم يا همه طبيعت ، براي تأمين غايت و هدف واحد ثابت شده و مورد اذعان و قبول باشد .
اگر در صغراي قياس به نظمي نظر باشد که در بخشي از طبيعت است ، نتيجه برهان اثبات مدبر و ناظم ، و نيز حضور علم در همان محدوده است و اگر نظر به نظمي فراگير باشد ، مدبر و ناظم براي همه عالم ثابت خواهد شد .
اثبات نظم در مجموعه هستي مسئله اي است که جز با برهان عقلي ممکن نيست . با برهان لم ، يعني از طريق نظر به مبادي عاليه و به وساطت اوصاف و اسماي الهي ، نه تنها مي توان نظم طبيعت يا نظم کلي عالم ، بلکه مي توان احسن بودن نظام موجود را نيز اثبات کرد .
غزالي در برخي آثار خود ، به برهان لم و از طريق اوصافي نظير مبدئيت ، عالميت ، جود و قدرت الهي ، بر احسن بودن نظامي که از او صادر مي شود ، استدلال مي نمايند و شيخ اشراق نيز شيوه او را که از راه علّت فاعلي براي احسن بودن نظام موجود اقامه برهان نموده ، نيکو مي شمارد .